تیم بهترین ایستراگهایی که توی بازیها دیدیم



تا حالا شده که توی بازی‌های مختلف، نشونه‌هایی از بازی، فیلم یا کتاب‌هایی ببینید که ممکنه به نحوی حس ادای احترام داشته باشه؟ توی این قسمت از تیم سراغ بچه‌های تحریریه رفتیم و ازشون خواستیم تا بهترین ایستراگی که توی بازی‌های مختلف دیدن رو بهمون بگن.

Deathloop (2021)

بازی‌های Immersive Sim مثل بایوشاک، دیسانرد، پرِی یه رسمی دارن که به قدیم‌الایام و بازی‌های استودیو افسانه‌ای Looking Glass بر می‌گرده و در واقع از اولین System Shock شروع شده. توی این بازی‌ها، همیشه یه حداقل در یا گاوصندوق یا هر چیز قفل‌داری پیدا می‌کنید که رمزش 0451 هست. شاید فکر کنید این رمز یه اشاره هست به کتاب «فارنهایت 451» ولی در واقع این چهار رقم چیزی نبودن جز رمز ورود به دفتر استودیو لوکینگ گلس.

بگذریم. چند ماه پیش Deathloop از آرکین، بهترین ایمرسیو سیم ساز گیمینگ مدرن، منتشر شد. شما همون دقایق اول بازی با یه در قفل دار مواجه می‌شین که رمزش معلوم نیست. در همون لحظه هم پیام‌هایی جلوی چشمتون ظاهر می‌شه که همه می‌گن «خودت رمزش رو می‌دونی». قطعا همه ایمرسیو سیم بازها این لحظه 0451 رو وارد می‌کنن، که متاسفانه رمز غلطی از آب در میاد. ولی همون لحظه شخصیت اصلی بازی می‌گه «عادت‌های قدیمی سخت از بین می‌رن»، و یه اچیومنت/تروفی هم باز می‌شه. شاید این ایستر اگ چیز چندان خفنی به نظر نرسه، ولی نیش من و طرفداران این سبک رو حسابی باز کرد.

The Witcher 2 (2011)

زمانی که داشتم The Witcher 2 رو بازی می‌کردم با یکی از جالب‌ترین ایستراگ‌هایی که تابحال دیدم روبه‌رو شدم. زمانی که گرالت کنار جایی که مقداری کاه ریخته جسد یه اساسین رو پیدا میکنه! واکنش گرالت به این موضوع فوق‌العادست، اون میگه: “فکر کنم اون‌ها هیچوقت یاد نمی‌گیرن”. اما جریان چیه؟ همونطور که میدونید تو اساسینز کرید زیاد پیش میومد که شما از یک ارتفاع خیلی بلند پایین بپرید و تو کاه‌ها فرود بیاید. این اساسین بدبخت هدف‌گیری درستی نداشته و متاسفانه کنار کاه‌ها فرود اومده‌. واقعا این ایستراگ رو دوست داشتم و به نظرم خیلی هوشمندانه بود.

Metal Gear Solid (1997)

راستش انتخاب کردن بین چند تا ایستراگ از بازی‌های مختلف، کار خیلی سختی بود. اونقدر سخت که مجبورم کرد به قدیم‌تر فکر کنم و به زمانی رسیدم که قسمت اول متال گیر سالید همه رو به وجد آورده بود. متال گیر سالید یه جهش عجیب و غریب بین بازی‌های ویدیویی بود و قصه‌ی درگیرکننده‌ای داشت. در این بین، یکی از کارهای عجیب و نامتعارفی که بازی انجام می‌داد، دقیقا توی صحنه‌ای اتفاق می‌افتاد که اسنیک با یکی از دشمن‌های اصلیش یعنی سایکو منتیس روبرو می‌شد. سایکو منتیس قابلیت خوندن ذهن آدم‌ها رو داشت و سازنده‌ها برای این که بخوان این موضوع رو نشون بدن، بازی رو طوری طراحی کرده بودن که توی این صحنه، مموری کارت پلی‌استیشن شما رو بخونه و اگه سیوی از بازی خاصی از خود کونامی رو پیدا می‌کرد، مثلا بهتون می‌گفت که «می‌بینم که کسلوانیا دوست داری، نه؟». اینجا بود که یکی از عجیب‌ترین دیوارهای چهارم توی بازی‌ها شکسته می‌شد و برای همینه که می‌گن کوجیما همیشه تو بازی‌هاش یه قدم جلوتر از بازیکن حرکت می‌کنه.

شما چی؟

بهترین ایستراگی که توی یه بازی دیدید رو برامون توی قسمت کامنت‌ها بنویسید؛ مطمئنیم که خیلی‌ها هم دوست دارن نظر شما رو بدونن!

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب