توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
بارون میباره و سرده..

بارون میباره و سرده..


بارون میباره و سرده..

دلم گرفته بود واومدم پارک

رفتم مزار شهدا سوره انفطار خوندم و دعا کردم...

دل آشوبم...

مغزم پر فکره...فکره همه چی... از گذشته تا الان.. 

و این وسط بخش بزرگیش متعلق به کیسه.. 

دوست  دارم همه افکارمو.ثبت کنم...

ولی پسرایی که نزدیک اینجان به شدت تمرکزمو زدن بهم...

دلم روزای قبلو میخواد...روزای سرد بارونی عصر پاییز..دلم میخواد بازم اون تایما برم باشگاه...

چقدر قلبم سنگینی میکنه...

دستام یخ زدن ولی قلبم حس میکنم تب داره...

ولی این حس سرمای این موقع رو دوست دارم...

دلم سوپ میخواد 

چقدر مغزم پر از حواشیه...

میخوام برم کافه 

ولی دلم میخواد برم خونه و دستپخت مامانمو بخورم...

آخیش پسرا رفتن...

کیس د رین گوش میدم....

و زیر بارون آرزو میکنم....

آرزو میکنم که باشی..

میدونم سرما میخورم ولی...

دلم شاید آروم شد..

شاید...

 

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب