مهسا هم اومد کمک وکارمون زود تموم شد ولی



مهسا هم اومد کمک وکارمون زود تموم شد ولی نرفتیم خونه مامان بزرگ هوا سرد بود  زود برگشتیم خونه... 

دیروزم کلاس و بعدشم هیچ...

یه پیراهن بلند قشنگ پاییزی سفارش دادم انقدر ماهه ????

صبح بلوط بغلم خواب بود داداش در دستشویی باز کرد بلوط ترسید از صورتم فرار کرد پنجولاش صورتمو کلی خراش داد عمیق که خیلی میسوزه...

کلاس نبود رفتم باشگاه با مهسا بعدم اومدم کلا خونه بلوط شستم بعدم جعبه های داداش روغن زدم بعدم خوابیدم تا اینکه یه پسر دیگه زنگ زد اخیرا دهنمو صاف کردن خیلیم بچن ها نهایتا 15.16 سال میزنگن میگن فلانی میگم نه قطع میکنن بعد واتساپ پیام میدن با من دوس میشی باز قدیما یه پیامی میدادن الان به خاطر شارژ همونم نمیدن لامصبا ???? 

اخر هفته قسمت باشه میریم خونه ابجیم و نگه داری حیوون خونگی تو خونه اونا واقعا سختهههههه... 

خیلی خستم دارم بیهوش میشمـــ... 

خدایا شکرت ❤ 

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب