توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

3 دلیل برای اینکه اعتماد به مردم برایتان سخت است


3 دلیل برای اینکه اعتماد به مردم برایتان سخت است

اعتماد برای روابط سالم به همان اندازه حیاتی است که اکسیژن برای یک غواص. بقا بدون آن غیر ممکن است.

شخصی در یک گفتگوی خصوصی پس از یک کارگاه اعتمادسازی به من گفت: «نمی‌دانم چرا، اما نمی‌توانم خودم را مجبور به اعتماد به مردم کنم». هر بار که در گذشته به مردم اعتماد کرده‌ام ناامید شده‌ام، بنابراین اکنون تکیه کردن به خودم آسان‌تر و کمتر دردناک است.»

شاید شما هم همین احساس را داشته باشید، و حتی اگر اینطور نیست، احتمالاً اعتماد شکسته‌ای را در رابطه‌ای گذشته تجربه کرده‌اید که باعث شده است این سوال را در شما ایجاد کند که آیا ارزش دوباره اعتماد کردن را دارد یا خیر. وقتی متوجه شدید که در تلاش هستید تا تصمیم بگیرید که به کسی اعتماد کنید یا نه، مهم است که دلایل آن را بیابید.

دلایلی که نمی توانید به دیگران اعتماد کنید

در اینجا سه دلیل رایج وجود دارد که شما را از اعتماد به دیگران باز می دارد:

1- شما تمایل کمی به اعتماد دارید

تمایل ما به اعتماد بر اساس عوامل بسیاری است که از جمله مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به شخصیت، الگوها و تجربیات دوران کودکی، باورها و ارزش‌ها، فرهنگ، خودآگاهی و بلوغ عاطفی اشاره کرد. ترکیب این عوامل و تجربیات نشان می دهد که چقدر سریع و چقدر به دیگران اعتماد می کنیم.

تجربیات شما ممکن است منجر به این شده باشد که اعتماد را به عنوان چیزی که باید به دست بیاورید می بینید، بنابراین از اعتماد به دیگران خودداری می کنید تا زمانی که کاملاً مطمئن شوید که آنها سزاوار آن هستند.

حتی در این صورت، ممکن است فقط با اکراه یا در مقادیر کم اعتماد خود را افزایش دهید. داشتن تمایل کم به اعتماد می تواند شما را از تجربه شادی و رضایت واقعی در روابط باز دارد.

2- توقعات غیر واقعی دارید

انتظارات غیرواقعی، ناگفته و نامشخص دلیل اصلی اعتماد ضعیف یا شکسته در روابط هستند و هر چه انتظارات بالاتر باشد احتمال برآورده نشدن آنها بیشتر می شود.

اعتماد معمولاً چیزی نیست که مردم آشکارا در مورد آن صحبت کنند یا در روابط به آن بپردازند تا زمانی که از بین نرود و در آن زمان اغلب برای نجات رابطه خیلی دیر است یا نقض اعتماد برای غلبه بر آن خیلی بزرگ به نظر می رسد.

وقتی صحبت از اعتماد به میان می آید، شفاف سازی انتظارات، یک داروی پیشگیرانه است.

خیلی بهتر است که بحث ناخوشایند یا ناراحت‌کننده در مورد نقش‌ها، مسئولیت‌ها و انتظارات در ابتدا انجام شود تا اینکه وقتی هر یک از طرفین کوتاهی می‌کند مجبور باشید با پیامدهای آن مقابله کنید.

3- دردهای گذشته شما را عقب نگه می دارد

افراد آسیب دیده به مردم صدمه می زنند ... کسانی که در گذشته از روابط شکسته آسیب دیده اند اغلب به شکلی ناکارآمد برای محافظت از خود به دیگران صدمه می زنند.

چه این که بی جهت از اعتماد خودداری کند، داشتن انتظارات غیرواقع بینانه از دیگران، گرفتار شدن در ذهنیت قربانی، حمله به دیگران، یا عمل به دلیل اعتماد به نفس پایین، تجربیات گذشته ما با اعتماد شکسته می تواند به راحتی ما را از ایجاد روابط سالم و با اعتماد بالا منحرف کنند.

بسیار مهم است که اجازه ندهیم آسیب های گذشتهی ما، خود را به روابط کنونی ما دیکته کنند. همانطور که سو آگوستین، نویسنده کتاب وقتی گذشته شما به حال شما آسیب می‌زند، می‌گوید: «شاید نتوانید آنچه را که برایتان اتفاق می‌افتد کنترل کنید، اما می‌توانید آنچه در درونتان اتفاق می‌افتد را کنترل کنید.»

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب