توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).
قرار

قرار


ما از اوناشیم که قرارامونم عاشقونس ???? 

دیشب چهار بود به شدت مریض شدم از درد پاشدم کلیم رودم معدم و هر عضوی که از معده تا لگن هست همش به شدتتتت درد میکرد حالم خیلی خراب بود خیلی... 

کمی که بهتر شدم خوابم برد و خواب کیس دیدم... 

خواب دیدم کلی لوکیشن فرستاده از چندین جا که کدومش بریم 

بعد یادم نیست کجارو انتخاب کردم... 

بعد تو یه خیابون  بودیم که اومد علاوه بر پیراهنم چادرم سرم بود

بعد رفتیم سوار بی ار تی شدیم کیس گفت ماشین نیاورده چون برگرده شب میشه و جریمه میشه منم تایید کردم که به خاطر کرونا هنوز محدودیت هست.. 

بعدم احوالپرسی و اینا..ما بین حرفاش نمیدونم چی گفت گفتم من حتی میدونم از خونتون تا جایی که قرار بریم 148 کیلومتره (چند وقت پیش داشتم حساب میکردم ????) بعد گفت تو حتی اینم میدونی...کمی نمیدونم چی ولی صحبت کردیم...تا رسیدیم یه جایی مثل حسینیه پرچم اینام داشت که بناش مثل ساختمون مسجدای قدیمی بود کلی ادم بودن شبیه هیت بود اونجا بعد انقدرم خجالت میکشیدم همش سرم پایین بود بعد کیس برگشت بهم گفت پاشو برو استکونارو جمع کن ???? منم تا رفتم بین اون همه ادم که نشسته بودن تلپی چادر زیر پام گیر کرد با کله رفتم زمین بعد کم نیاوردم که پاشدم همش جمع کردم تو سینی و بردم دادم آشپزخونه بعد اومدم پیش کیس و همچنان یادم نمیاد چی صحبت کردیم ولی خیلی حرف زدیم...بعدم توی خواب رفته بودم به مهسا تعریف میکردم که کیسو دیدم و چقدر ذوقشو داشتم...

حسم خوبه امروز به خاطر کیس و به خاطر حس خوبم امروز بعد یه سال تونستم با لیلا برم بیرون... 

کیس لنتی هیت قرار گذار اسکون جمع کن گوی من ????♥

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب