نقد فیلم Agnes تلاقی جنگیری با درام شخصیت محور



برخی از اجراهای قابل قبول از یک تیم بازیگری خوب، برای نجات اگنس از عدم تمرکز، کارگردانی ضعیف و ناتوانی در تصمیم گیری کامل در مورد آنچه که می‌خواهد باشد کافی نیست. در ادامه با نقد فیلم Agnes همراه باشید.

در طول سالیان اخیر یک شیفتگی جنون آمیز نسبت به راهبه‌ها در جامعه مدرن و البته مدیوم سینما وجود داشته که احساس می‌کنم ارزش بررسی و توجه دارد. این یک دنیای بیگانه از ایمان پارسایی است که اکثر مخاطبان امروزی (چه غربی و چه شرقی) حتی نمی‌توانند آن را درک کنند، اما سینما گام‌های زیادی در تلاش برای ورود به این مکان ناشناخته برداشته است. برای مثال: از «Black Narcissus» تا «The Sound of Music» تاریخی و درام گرفته تا «Sister Act» کمدی و «Novitiate» و همچنین فیلم اخیر «Benedetta» سینما به عنوان یک صنعت در گفتن داستان راهبه‌ها و دنیای خارجی آنها گستره وسیعی را پوشش داده است.

توجه به صومعه چه برای نمایش کمدی باشد، چه تراژدی یا ژانر وحشت، موقعیتی مناسب برای قصه گویی است؛ در واقع یک صومعه محیطی منزوی و محدود را برای روایت مؤثر یک داستان فراهم می‌کند. با این اوصاف باید گفت این توجه سینما به چنین مکان و اشخاصی بی دلیل نیست، زیرا سبک زندگی سخت و ماهیت نمایشی کلیسای کاتولیک، به ویژه شیوه‌های صومعه‌نشینی، راه‌های زیادی را فراهم می‌کند تا یک داستان‌نویس بتواند کارهای زیادی را در ایجاد هر فضایی که می خواهد انجام دهد. حال فیلم «اگنس» اثر میکی ریس از این موضوع به نفع خود استفاده می‌کند و داستانی تاریک و آزاردهنده را در صومعه‌ای منزوی تعریف می‌کند.

داستان این فیلم بدین شرح است که: مری (مولی سی کوئین) راهبه‌ای جوان است که به تازگی با خود عهد بسته است که شاهد تنزل آهسته اما خشونت‌آمیز وضعیت روانی بهترین دوستش، اگنس (هیلی مک‌فارلند) باشد. علت این تنزل روانی و جسمی اگنس به تشخیص کلیسا ناشی از تسخیر شدگی او توسط شیطان است. به همین منظور پدر دوناهو (بن هال) و فرزندش بنجامین (جیک هوروویتز) برای کمک به جن‌گیری اگنسِ آسیب دیده فراخوانده می‌شوند. اما شروع این جن‌گیری حادثه‌ای است که منجر به بحران ایمان برای همه کسانی می‌شود که شاهد این انفجار خشونت آمیز وحشت در یک دختر جوان و پارسا هستند.

من صادقانه باید اگنس را به خاطر ریسک‌های داستان‌گویی و تلاش برای دنبال کردن چیز جدیدی در دنیای فیلم‌های جن‌گیری تحسین کنم، زیرا مطمئناً آن‌قدر که روی کاغذ همه چیز به نظر راحت می‌رسد، ساده نیست. اما با این تفسیر هم فیلم اگنس یک اثر مجهول و نامناسب است. راستش را بخواهید من پیش از تماشای فیلم واقعاً مطمئن نبودم که از اگنس چه انتظاری دارم. وقتی برای اولین‌بار از فیلمی شنیدم که در مورد یک راهبه تسخیر شده بود که صومعه خود را به وحشت انداخته، امیدوار بودم که این فیلم اقتباسی آزاد از نمایشنامه صحنه‌ای با مضمون راهبه از جان پیل‌مایر یعنی «Agnes of God» باشد.

اما نه، اگنس یک فیلمنامه اورجینال است که توسط کارگردان میکی ریس و فیلمنامه نویس جان سلویج نوشته شده است. این فیلم شامل فیلمنامه‌ای است که در دو ژانر ترس و درام فرو می‌رود، اما همین قصه نیز می‌توانست از ساختاری بهتر و حتی سنگین‌تر سود ببرد. اینجا جایی است که من معمولاً در نقد‌ها خلاصه‌ای در جهت واکاوی داستان ارائه می‌کنم، اما اگنس این کار را برای من سخت می‌کند. ولی چرا؟ چون این اثر سینمایی شبیه دو فیلم 45 دقیقه‌ای متفاوت است که یکی مستقیماً پس از دیگری پخش می‌شود. فیلم اول روی یک کشیش کاتولیک پیر و خسته به نام پدر دوناهو (بن هال) و دستیار جوان و بی تجربه او به نام بنجامین تمرکز دارد که به صومعه ای احضار شده‌اند تا بر روی راهبه اگنس جن گیری کنند.

نکته جالب اینجاست که نیمه دوم فیلم روی هیچ یک از این شخصیت‌ها تمرکز نمی‌کند؛ در واقع، دو نفر از آنها حتی دیگر هرگز دیده نمی‌شوند و شخص سوم نیز یک صحنه کوتاه را برای دیده شدن دریافت می‌کند. اما چرا چنین اتفاقی در نیمه دوم فیلم رخ می‌دهد؟! چون نیمه دوم فیلم به دوست اگنس یعنی مری (مالی سی کوین) اختصاص دارد، جایی که ما شاهد مبارزه مالی او در خارج از صومعه هستیم. اگر دقت کرده باشید من در همین چند جمله مشکل بزرگ فیلم اگنس را توضیح دادم؛ حفره‌ای به نام فیلمنامه! از اساس فیلمنامه دارای منطق درست روایی نیست و لحن کار بسیار ناسازگار است.

آیا این اثر سینمایی یک فیلم ترسناک است؟ من صادقانه نمی‌دانم؛ چرا که اگنس چندان متعهد به ترسناک بودن نیست. هرچند در نیمه اول کمی به آن متمایل می‌شود، ولی در نیمه دوم تقریباً به طور کامل هر نوع زیبایی شناسی مربوط به ژانر وحشت را کنار می‌گذارد. میزان گرایش اگنس به سمت وحشت در همان ابتدا ستودنی است و اغلب بسیار مؤثر است. اما متأسفانه این لحظات زود اتفاق می‌افتند و به محض وقوع، انرژی فیلم تا حد زیادی کاهش می‌یابد و هرگز بهبود نمی‌یابد.

آیا دنیای این فیلم دارای عناصر ماوراء طبیعی است؟ نیمه اول فیلم نشان می‌دهد که ممکن است چنین باشد، اما این ایده‌های خاص در نیمه دوم به صورت کامل حذف می‌شوند. آیا این اثر قرار است مانند یک کمدی ترسناک باشد؟ در نیمه اول تلاش‌هایی برای طنزی ظریف انجام می‌شود، اما باز هم همه اینها در نیمه دوم فراموش می‌شوند.

متاسفم که در این مورد گیر کرده‌ام، اما این موضوع یعنی لحن ناسازگار و فیلمنامه مشکل‌دار آنقدر بزرگ است که هر چیز دیگری در مقایسه با آن کمرنگ به نظر می‌رسد. فیلم اگنس در نیمه اول خود شخصیت‌های جالبی را با برخی از پویایی‌های شخصیتی واقعاً محکم و دارای پتانسیل تنش دراماتیک تنظیم می‌کند و سپس آنها را به طور کامل در نیمه دوم روایت رها می‌کند، بدون اینکه هیچ ثمره‌ای به دست بیاورد یا هیچ یک از آن‌ها را دوباره بررسی کند. مایه تاسف است که این فیلم در نهایت از وعده اولیه خود پیرامون یک فیلم ترسناک مذهبی دور می‌شود و به چیزی می‌رسد که خود را بسیار جدی‌تر می‌گیرد، و باعث می‌شود که کل این فضای مصیبت‌بار کمی بیش از حد برای من ناسازگار باشد.

یک سوالی که بعد از تماشای هر فیلم از خودم می‌پرسم این است که «آیا این اثر در کاری که می‌خواست انجام دهد موفق شد؟» در مورد اگنس، فکر نمی‌کنم بتوانم به این سؤال پاسخ دهم، زیرا صادقانه بگویم نمی‌دانم که فیلم از اساس چه می‌خواست انجام دهد یا چه حرفی در زیر لایه‌های خود داشت. فیلمنامه، لحن و کارگردانی این فیلم گیج و ناپخته به نظر می‌رسد. اما در پایان بازهم باید گفت اگنس به خاطر داشتن فیلمنامه‌ای که به سادگی برای تبدیل شدن به یک فیلم فاصله عمیقی دارد، دچار مشکل می‌شود.

در نتیجه باید گفت: اگنس فیلمی با عیب و نقص فراوان است و مطمئناً برخی از بینندگان را به خاطر تغییری که در داستانش به وجود می‌آورد سردرگم یا حتی عصبانی می‌کند؛ اگنس به ظاهر فیلمی جاه‌طلبانه است، اما این جاه‌طلبی عجیب ریشه در نداشتن یک ایده و طرح مناسب دارد، در نتیجه ماهیت فیلم گویای یک ترکیب ژانر از هم گسیخته است؛ پس تحت هر شرایطی فریب پوستر یا تریلرهایی که شما را به داخل این اثر می‌کشاند، نخورید.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب