پاسخ سوالات درس هفتم فارسی هفتم علم زندگانی



جواب به سوالات و فعالیت درس هفتم فارسی هفتم ( پاسخ ها به صورت گام به گام )

پاسخ سوالات درس هفتم فارسی هفتم علم زندگانی

پاسخگویی به سوالات درس هفتم کتاب فارسی هفتم علم زندگانی صفحه ۵۸، ۶۱، ۶۳، ۶۴ با دانشچی همراه باشید.

جواب سوالات فارسی هفتم درس هفتم علم زندگانی ( پاسخ گام به گام )

معنی شعر علم زندگانی ص ۵۸

???? پاسخ:

بیت ۱: کبوتربچّه‌ای خیلی شوق پرواز داشت، شجاعت به خرج داد و بال و پرش را باز کرد و پرواز کرد.

بیت ۲: از شاخه کوچکی به شاخه‌ای دیگر پرید. از روی بام کوچکی و کنار جویی گذشت.

بیت ۳: کمی که از لانه‌اش دور شد، خسته شد به نظرش راه برگشت به لانه خیلی طولانی آمد و دنیا در نظرش تیره و تار شد.

بیت ۴: از ترس، قدرت از بدنش رفت و از خستگی دیگر توان پرواز نداشت.

بیت ۵: دیگر قدرت پرواز نداشت و از ناتوانی فریاد می‌کشید. مادرش که متوجه او بود از روی شاخه‌ای به او گفت:

بیت ۶: پرواز هنوز برای تو زود و سخت است. هیچ‌کس از تازه‌کاران انتظار کار بسیار سخت ندارد.

بیت ۷: هنوز قدرت پرواز روی بام و کوی و برزن را به دست نیاورده‌ای، هنوز وقت خواب و آرامش توست.

بیت ۸: هنوز باید علم و هنر بیاموزی، تجربه و درس‌های زندگی بیاموزی.

بیت ۹: اول باید از نظر جسمی و فکری نیرومند شوی، بعد به فکر پرواز و روی پای خودت ایستادن باشی.

بیت ۱۰: تو مثل گنجی هستی که من باید از تو مراقبت کنم و سختی بکشم تا تو در آسایش باشی.

بیت ۱۱: من در دام‌های بسیاری اسیر شده‌ام، در بسیاری موارد پر و بالم توسط کودکان شکسته شد.

بیت ۱۲: بعضی وقت‌ها از در و دیوار، سنگ به سویم پرتاب شده، گاهی پنجه‌هایم خونین شده و گاهی سرم مجروح گشته.

بیت ۱۳: هیچ‌وقت آسایش نداشتم، و همیشه خطر در کمینم است گاهی از گربه می‌ترسم و گاهی از باز شکاری.

بیت ۱۴: از تمام مشکلاتی که با آنها برخورد کرده‌ام، مطلبی آموختم و تجربه من درباره علم زندگی زیاد شد.

بیت ۱۵: هیچ شاخه‌ای بدون ریشه، نیرومند و قوی نمی‌شود. تو باید علم و دانش بیاموزی و سعی و عمل به کار بری، من هم که ریشه تو هستم باید تو را پند دهم تا دانا و با تجربه شوی.

خودارزیابی درس هفتم ص ۶۱

۱- چرا گیتی به چشم کبوتربچّه تاریک شد؟

???? پاسخ: چون هنوز نیروی لازم برای پرواز پیدا نکرده بود ولی پرواز کرده بود، برای همین زود خسته شد و راه برگشت به خانه در نظرش خیلی طولانی و دور آمد و دنیا برایش تیره و تار شد.

۲- به نظر شما کبوتربچّه ممکن است چه پاسخی به پند مادر داده باشد؟

???? پاسخ: با توجه به تجربه‌ای که به دست آورده بود (خستگی و احساس خطر و ناامیدی) به پند مادرش گوش داده و صبر کرده تا نیرو و علم کافی برای پرواز به دست آورد.

۳- پیام اصلی درس چیست؟

???? پاسخ: بدون علم و قدرت و مشورت وارد کاری نشویم که پایانش را نمی‌دانیم. برای شروع هر کاری باید مطالعه کافی درباره آن داشته باشم، توان فکری و جسمی برای انجام آن را به دست آوریم و با افراد مطلع در این زمینه مشورت کنیم و بعد تصمیم بگیریم.

نوشتن ص ۶۳

۱- در بیت‌های زیر متمّم‌ها را مشخّص کنید و بنویسید.

پرید از شاخکی بر شاخساری          گذشت از بامکی بر جوکناری

ز وحشت، سست شد بر جای ناگاه            ز رنج خستگی درماند در راه

???? پاسخ: در بیت اول، شاخکی، شاخساری، بامکی، جوکناری متمم هستند.

???? پاسخ: در بیت دوم، وحشت، جای، رنج، راه متمم هستند.

۲- دو واژه کوتاه شده از متن درس پیدا کنید و شکل کامل آن را در جدول زیر، مانند نمونه بنویسید.

کوتاه شده: فتاد ـ کامل: افتاد

???? پاسخ: کوتاه شده: گه ـ کامل: گاه

???? پاسخ: کوتاه شده: گهی ـ کامل: گاهی

???? پاسخ: کوتاه شده: توش ـ کامل: توشه

???? پاسخ: کوتاه شده: ز ـ کامل: از

۳- با توجّه به معنی، املای صحیح کلمه را انتخاب کنید. (پاسخ به رنگ سبز)

الف) هجوم ¨ حجوم ¨ = حمله

هجوم

ب) اجز ¨ عجز ¨ = ناتوانی

عجز

معنای حکایت دعای مادر ص ۶۴

???? پاسخ: از بایزید بسطامی ـ رحمت خدا بر او باد ـ پرسیدند که چگونه به این مقام رسیدی؟ گفت: ده ساله که بودم شب تا صبح عبادت می‌کردم و نمی‌خوابیدم. یک شب مادرم از من خواهش کرد که امشب سرد است نزد من بخواب.

مخالفت با خواهش مادرم برایم سخت بود؛ پذیرفتم. آن شب نخوابیدم ولی نتوانستم نماز شب هم بخوانم. یک دستم، در دست مادر و دست دیگر زیر سر مادرم بود.

آن شب هزار بار سوره «قُل هُوَ اللهُ اَحَد» را خواندم. دستی که زیر سر مادرم بود، به خاطر بی‌حرکتی خشک شده و کرخت شده بود. با خودم گفت: «ای تن، به خاطر خشنودی خدا رنج بکش و تحمل کن».

مادرم که مرا با این وضعیت دید، دعا کرد و گفت: «پروردگارا، تو از او خشنود باش و او را به مقام اولیا و بزرگان برسان». دعای مادرم در حقّ من اجابت شد و من به این مقام رسیدم.

اشتراک گذاری:

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب