5 سوء تفاهم که باعث ایجاد مشکل در روابط نزدیک شما می شود



5 سوء تفاهم که باعث ایجاد مشکل در روابط نزدیک شما می شود

سوء تفاهم ها ریشه درگیری در بسیاری از روابط است.

این می تواند از سوء تفاهم های جزئی («فکر کردم گفتی ترک!») تا سوء تفاهم های سمی («با او معاشقه می کردی؟») متغیر باشد. آنها باعث استرس، ناامیدی، آشفتگی می شوند.

با گذشت زمان، اگر شخص همچنان احساس کند که توسط شریک زندگی‌اش شنیده نمی‌شود، فاصله بیشتر می‌شود. در حالی که هر رابطه ای هر از گاهی با سوء تفاهم مواجه می شود، برخی از روابط نیز اغلب با آنها روبرو می شوند.

سوء تفاهم ها که به سادگی تعریف می شوند، زمانی هستند که ادراک دو نفر با هم برخورد می کنند. شریک زندگی شما به یک شکل به موقعیت فکر می کند و شما آن را به گونه ای دیگر می بینید.

در اینجا پنج مورد از متداول‌ترین دلایلی که زوج‌ها یا آنهایی که در رابطه هستند را دچار سوءتفاهم می‌کنند، آورده شده است.

چرا سوء تفاهم بین زوجین اتفاق می افتد؟

سوء تفاهم دام شماره 1: ذهن خوانی

ذهن خوانی یک ابزار درمان شناختی-رفتاری است که به این ایده می پردازد که ما گاهی اوقات ذهن دیگران را می خوانیم و همچنین از دیگران انتظار داریم که ذهن ما را بخوانند. سوء تفاهم‌ها ریشه در این ایده دارد که ما انتظار داریم دیگران به سادگی بدانند که ما به چه چیزی فکر می‌کنیم یا احساس می‌کنیم، بدون اینکه هرگز در مورد آن صحبت کنیم.

به عنوان مثال، شما در محل کار هستید و همکارتان از شما فاصله گرفته است. این برای او معمولی نیست، بنابراین با خود فکر می کنید، "شاید به خاطر جلسه ای است که دیروز داشتیم. من کمی تهاجمی بودم.» در پاسخ، از اینکه همکارتان اینقدر حساس است، کمی ناراحت می شوید. شما فاصله ایجاد می کنید. شما به این موضوع اشاره نمی کنید، اما ناگهان هر دوی شما از یکدیگر دور می شوید.

حالا فقط برای یک ثانیه تصور کنید که واقعاً نمی دانید چرا آنها ناراحت هستند. شما یک فرضیه دارید. به همین سادگی. ممکن است حق با شما باشد، ممکن است اشتباه کنید، یا ممکن است جایی در وسط باشید.

شاید روز بدی داشته، شاید گربه اش مرده است، او ممکن است خواب وحشتناکی دیده است. شاید در جلسه پرخاشگر بودید. نکته اینجاست: اغلب، ما موقعیت‌ها را ذهن خوانی می کنیم، و سپس تصمیم‌های اصلی روابط را از آن‌ها مبتنی می‌کنیم. بدتر از همه، ما ممکن است کاملا در اشتباه باشیم!

برای پایان دادن به ذهن خوانی، ما به سادگی از همکار، همسر یا شریکمان می‌پرسیم: «می‌خواهم در مورد چیزی با شما صحبت کنم...» و با فرض نکردن و پذیرفتن پاسخ‌های بی‌شماری که ممکن است دریافت کنیم، ما یک کانال اصلی ارتباط را باز کرده‌ایم و از سوء تفاهم جلوگیری کردیم.

سوء تفاهم دام شماره 2: جنگ ادراکات و حافظه

دام دیگری که بسیاری از روابط در آن گرفتار می شوند، نبرد ادراکات است. برخی از مردم معتقدند که تصور آنها حقیقت مطلق است. یک باور اصلی وجود دارد که ادراک یک واقعیت است و قابل بحث نیست. در حالی که این ممکن است در لحظه احساس درستی داشته باشد، می تواند باعث سوء تفاهم شود.

برای پیچیده تر کردن مسائل، مردم اغلب به بانک حافظه خود می روند و می گویند: "اما این اتفاق افتاد و سپس این." دیگری خواهد گفت: "نه، این اتفاق افتاده است." و به مسابقه می روند.

شما باید این را بدانید. حافظه معیوب است؛ آنقدر که ما می خواهیم فکر کنیم قابل اعتماد نیست. تحقیقات بارها آن را نشان می‌دهد، با این حال بسیاری از ما در مورد آن حالت تدافعی داریم و اجازه نمی‌دهیم تکان بخورد.

همچنین، سختی در درک شما می تواند باعث بدتر شدن سوء تفاهم شود. ادراکات ذهنی هستند نه عینی. مهارت اصلی رابطه این است که خودتان را در برابر این پیچیدگی باز کنید، که در نهایت به شما امکان می دهد تجربه شریک زندگی خود را بشنوید، بدون اینکه بر سر جزئیاتی که ممکن است درست باشد یا نباشند، مبارزه کنید.

سوء تفاهم دام شماره 3: درست بودن

یکی دیگر از مشکلات رایج سوء تفاهم که هر رابطه‌ای را از بین می‌برد، وسواس در مورد «درست بودن» است. اگر در تعارض هستید و هدف شما این است که ثابت کنید طرف مقابل اشتباه می کند، خود را برای یک دعوای بزرگتر آماده می کنید.

دلیل اینکه کنار گذاشتن «درست بودن» بسیار مهم است این است که مردم می خواهند شنیده شوند. مردم می خواهند درک شوند. این به ندرت به حق با شما بودن ربط دارد.

مهارت مهم‌تر برای مهار این است که اطلاعات گمشده‌ای را که شریک زندگی‌تان در اختیار دارد، کشف کنید و در گرداب «تو اشتباه می‌کنی و من درست می‌گویم» به دام نیفتیم. وقتی سوء تفاهم هایی رخ می دهد، می خواهیم از شریک زندگی خود بپرسیم: «چه اتفاقی افتاده است؟ چرا برات مهم بود؟ چه کار متفاوتی می توانم انجام دهم؟ چه چیزی شما را بیشتر ناراحت کرد؟»

دست از حق بودن بردار؛ این یک میدان نبرد است که نتایج بسیار کمی دارد و اگر به اندازه کافی انجام شود، می تواند به قیمت رابطه شما تمام شود.

سوء تفاهم دام شماره 4: مشغولیت به خود

بسیاری از روابط در دام قربانی می افتند. مردم چیزهایی از این قبیل خواهند گفت: «چطور می‌توانستند...» یا «اگر فقط به من گوش می‌دادند!» در حالی که موضع قربانی به شما این امکان را می دهد که احساس خود را توجیه کنید، اما اغلب مانعی برای حل یک سوء تفاهم است.

وقتی افراد با خودشان مشغول می شوند، فرصت درک دیدگاه طرف مقابل را از دست می دهند. چگونه متوجه می شوید که در این مکان هستید؟ بهترین ابزار این است که در طول درگیری با خودتان چک کنید. بپرسید: "چقدر علاقه مندم که درباره اتفاقی که برای شریک زندگیم افتاده یاد بگیرم؟"

اگر متوجه شدید که فقط نگران شنیدن داستان خود هستید، پس در حالتی هستید که درگیر خودتان هستید. بایستید، نفس عمیق بکشید و تا جایی که می توانید دلسوزانه گوش دهید. وقتی صحبت کردن همسرتان تمام شد، در مورد تجربه خود با او صحبت کنید.

سوء تفاهم دام شماره 5: فرضیات

سوء تفاهم های زیادی وجود دارد که مبتنی بر فرضیات است. وقتی در جایی هستید که در مورد آنچه شریک زندگی تان فکر می کند یا احساس می کنید فرض می کنید، این عبارت را بگویید: "چیزی که من می سازم..." یا "آنچه من می سازم این است..." این عبارات ساده به شما اجازه می دهد تا از "سرزمین فرضی" خارج شوید و به درک خود در مورد رویداد بپردازید.

شما نمیدانید کسی چه حسی دارد؟ این ابزار برای زوج ها بسیار مفید است زیرا به همسرتان می گوید چگونه رابطه خود را درونی کنید. این به شریک زندگی شما اجازه می دهد تا روایت شما را تصحیح کند.

آگاهی همان چیزی است که ما می خواهیم وقتی در محل سوء تفاهم قرار داریم با آن کار کنیم، نه فرضیات. زیرا در پایان روز، این واقعاً یک سوء تفاهم است: یک تفاوت فرض.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب