شوهرتون به اونجاتون چی میگه نی نی سایت



اسم اونجای شوهرتون نی نی سایت شوهرتون چیکارس نی نی سایت اولین مالش نی نی سایت اونجای مردا نی نی سایت راست شدن نی نی سایت وقتی دلتون رابطه میخواد نی نی سایت میکنمت نی نی سایت آلتشو دیدم نی نی سایت

سلام به همه دوستان

سوالی داشتم که میخوام همه چه زن چه مرد چه متأهل چه مجرد بهش جواب بدن در حد توان . اونم اینه که دوستان بگن اولین بار تو چند سالگی و چطوری با مسائل جنسی آشنا شدن؟ چطور فهمیدن که چیزی به اسم رابطه جنسی داریم و زن و شوهر بعد از ازدواج یکی از جزئیات زندگیشون رابطه جنسی هست؟ و اولین بار چطور و تو چند سالگی فهمیدن که رابطه جنسی راه بارداری و بچه دار شدن هست؟

اگه بگن این اولین بار خودش چند سال پیش میشه خیلی خوبه. مثلاً میگم بگن اولین بار مثلاً حدود سال 75 بود و من 10 سالم بود اون موقع و از این طریق با این قضایا آشنا شدم.

اینو برا یه بحثی میخوام

نظرات تائید شده (۱۴۴)

سوال کننده
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۲:۳۷
گزارش تخلف
جناب نحفی اگه امکانش هست اینو به سوال اضافه بکنید

و اینکه دوستان بگن اولین باری که اینو فهمیدن چه حسی بهشون دست داد؟ مثلاً حس تعجب؟ حس خجالت و حیاء که اه چه کار زشت و پستی هست مثلاً؟ حس تنفر؟ یا …

آتش
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۲:۴۰
گزارش تخلف
یادم نیست ، ولی دوم ابتدایی میدونستم زن و مرد یه کارایی میکنن
برام مهم نبود ، تو راهنمایی هم بچه های مدرسه و … ازین فیلما میدیدن که برا من جالب نبود و نمیدیدم

آیدا
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۲:۴۶
گزارش تخلف
والا من اول راهنمایی بودم(الان ۱۸سالمه)یکی از دوستام بدو بدو اومد گفت میدونستی زن و مرد اونجاشونو بهم میمالن بچه درست میشه؟!؟؟؟خخخخخ منم اومدم دقیقا به مامانم گفتم اونم گفت نه مامان جان ما میریم دکتر اون دارو اینا میده بعد میریم نی نی رو میزارن تو دل مامانش!تو اون وضعیتم زن پسر داییم تو دوران نامزدی حامله شد!منم هی از همه میپرسم آخه چرا اینا نی نی دارن چرا رفتن پیش دکتر مامانمم برگشته میگه برا اینکه زودتر براشون عروسی بگیرن تازه فکر کنم سریال جراحتم اون موقع میداد!همینجوری اومد تا همین پارسال که مغزم داشت از سوالات بی جواب میترکید به خودم میگفتم آخه قدیم دارو نبود آزمایشگاه نبود که دوست گلم از راه رسید و منو از ظلمات جهل!نجات داد…!!الان از مامانمم بیشتر میدونم!به قول معروف مامان میاد الاشم از من میپرسه…!خخخخخ!

علی جون
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۲:۵۰
گزارش تخلف
سلام
من الان 25 سالمه و هنوز نمیدونم این که شما فرمودی چی هست رابطه جنسی چیه؟؟ مگه بچه ها رو لک لک از اسمون نمیندازه تو خونه ؟؟؟

سولماز
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۲:۵۳
گزارش تخلف
یهو که اتفاق نیفتاد خورد خورد گوشی اومد دستم مثلا یه حادثه یه صحنه یه خاطره نبوده که بخوام تعریف کنمو یادم مونده باشه ولی خب دوم دبستان حدودا فک می کنم که اینجور چیزا رو کامل فهمیده بودم دیگه یعنی اگه حساب کنی از پنج سالگی علایم رو جمع کرده بودم و دقت کرده بودمو فک کرده بودم دربارش هشت سالگی اموخته هامو با بقیه اشتراک میذاشتمو چیزای بیشتر یاد میگرفتم خخخ مثلا دوم دبستانم میشه سال 78

یه پسر به علی جون
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۲:۵۵
گزارش تخلف
کاربر علی جون..شما همونی هستی که علاقه مند به دخترخاله ات بودی؟ ازدواج کردی شما؟

شاهزاده دو رگه
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۲:۵۷
گزارش تخلف
سلام

اولین بار حدود 6 یا 7 سالم بود میشه تقریبا بین 15 تا بیست سال پیش.
توی مدرسه از بچه ها شنیدم.
حسم هم این بود که فکر کردم دروغه و آدم بزرگا به این باشخصیتی عمرا اگه ازین کارا بکنن.
فک میکردم این یه شیطونیه که فقط بچه های بی تربیت میکنن.  برام قابل هضم نبود که بزرگا هم بکنن.

اما جز این هیچ حس خاص دیگه ای نداشتم.

گیلار بانو
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۲:۵۸
گزارش تخلف
من الن ۲۱ سالمه و اولین بار اول راهنمایی بودم که یه زنگ بیکاری داشتیمهمه باهم توی نماز خونه جمع شده بودیم
یکی از بچه های کلاس که کلن همش چشم و گوشش میجنبید و ماهواره نگاه میکردن توی خونوادشون و ازین طریقم با این مسائل آشنا شده بود؛ما رو دوره هم جمع کرد گفت میخام یه چیزی بهتون بگم!وخلاصه گفت دیگه!
ما بیشتریامون حالمون بد شده بود
من و یکی دوتا از دوستامم ترسیده بودیمو گریه افتادیم!
اما در کل اون زمان بود که فهمیدم وااااای چه چیزایی وجود داره توی این دنیا که من ازش بی خبرم!

رضا
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۰۴
گزارش تخلف
۲۳ سالمه اول راهنمایی بودم..تازه کامپیوتر همه گیر شده بود..بچه محلای همسن اومدن گفتن یه فیلمی اومده یه کارایی میکنن با هم،خلاصه آن بود که اینگونه شد

ناشناس
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۰۸
گزارش تخلف
راهنمایی بودم یکی از دوستام تو کتاب روابط زناشویی خونده بود اون برامون گفت ..حس خوبی نداشتم ….هم کنجکاو .هم یه حس عجیب ..بعدم خودم تو نت سرچ کردم …دخترم من

سسسسسسامی
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۰۸
گزارش تخلف
من حدودا دوم دبیرستان اینا بودم که خواهرم بهم گفتاول فکر میکردم همو میبوسن بچه تولید میشه .
بعد که خواهرم گفت گریه م گرفت گفتم چقدر زشت چقدر وحشتناک
از پدرم متنفر شدم
انقدر از بابام بدم اومد
چشم نداشتم ببینمش

دیگه گذشت عادی شد .

حالا جالبه ما قبلا یه فیلم عاشقانه می دیدیم همو می بوسیدن فکر میکردم وایییی الانه که قیامت شه.اما الاااان با خونواده می‌نشینیم فیلم می بینیم ،دختره پسره که میخوان همو ببوسن ما انقدر ذوق می کنیم میگیم واییییی عزیزمممممممممممم ????

اینطوری گناه عادی م بشه

سروین
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۱۲
گزارش تخلف
اول راهنمایی بودم و 11 سالهک دوستام بهم گفتن
از زندگی زناشویی متنفر شده بودم حتی توی خونواده از پدرم بدم میومد… یه حس بدی هم روی مادرم داشتم ولی زود رفع شد برخلاف تنفرم نسبت به آقای پدر

بهمن
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۱۴
گزارش تخلف
سلام و درود خداوند بر شما
من اول راهنمایی بودم که یکی از دوستام این مسئله رو بهم گفت من همش میگفتم
نهههههه
اونم میگفت آره .ولی کلا محفوظ به حیا بودم و البته هنوزم هستم
تا سالها بعد بسیاری جزئیات این نوع روابط و مشخصات دختر خانمها رو نمیدونستم درصورتی که بقیه همکلاسیهای استاد تمام بودن

آلیا
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۱۶
گزارش تخلف
من اولین بار راهنمایی بودم سالای ٨٣ اینا. توی کتابای دانشگاه مامانم خوندم درباره اش:))))

علی جون به یه پسر
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۱۹
گزارش تخلف
سلام داداش گلم به دختر خالم علاقه داشتم ولی این شل کن و سفت کن هاش باعث شد که نفرت جاش رو به علاقه بده و در ضمن من هنوز ازدواج نکردم

ممنونم که کامنتم تو پست به عشقتون رسیدید رو یادتونه

موفق باشی داداش گلم

آلیا
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۲۰
گزارش تخلف
نه من هیچ حس بدی نداشتم چون توی کتابای علمی مامانم درباره اش خونده بودم فکر میکردم یه چیز علمی طبیعیه کلا توی دوران بلوغم احساس بد و تنفر و احساس خاصی به این مسائل طبیعی نداشتم جالب بود برام،برام عجبیه برای بقیه اینقد تنفر برانگیز بوده????

آبی
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۲۱
گزارش تخلف
خیلی یادم نمیاد

اما از دوران راهنمایی نمیدونم اپل بودم یا دوم راهنمایی که فهمیدم ی رابژه ی جنسی دارن و راه بارداری و…اس

اما مدام تو ذهنم بود که چطور اینکارو میکنن و…:)

بالاخره دوم دبیرستان ی سری کتابا اوردن در خونه ها که هرکدومو خواستید بخرید
یکیشون در مورد آموزش مسایل جنسی بود

منم دیدم مامانم اونو خرید و رفت قایمش کرد

خلاصه طی یک عملیات پیچیده دزدیدمش و خوندمش.و چون انواع پوزیشن و با عکس نشون داده بود هرچند نقاشی بود و و اقعی نبود ،منم فهمیدم

هیچی تا ی مدت تو فکرش بودم اما بعد از مدتی از ذهنم خودبه خود خارج شد

من ۲۱سالمه

 

گمشده
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۲۳
گزارش تخلف
اصلا یادم نمیاد

پسر دیروز
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۳۰
گزارش تخلف
من13 سالم بود و از طریق دختر عموم که 10 سالش بود آشنا شدم!!!!!…فکر کنم زن عموم به خاطر بلوغ دختر عموم مجبور شده بود یه چیزهایی بهش یاد بده دختر عموم هم کنجکاو شده بود.یه روز دختر عموم اومد گفت:”مامانم میگه زن و مرد اونجاشون با هم فرق داره.تو میدونستی؟”منم که هنوز صفر کیلومتر بودم گفتم نه مگه میشه؟؟.اونم گفت:” تو اونجاتو به من نشون بده تا منم اونجامو بهت نشون بدم”.بعدشم هر دو تامون شلوارامون رو کشیدیم پایین و هر دوتا مون شاخ دراوردیم…البته خوشبختانه چون هردومون چیزی درباره رابطه جنسی نمیدونستیم فقط خندیدیم خخخخخخ.

عباس به سیامک
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۳۱
گزارش تخلف
خب افرادبی اعتقادوبدبخت ودوست شیطان شایدبرشون حال بده ولی برای افرادبا فطرت پاک نه تنها حال نداده بلکه براشون یه کابوس بوده ودرپی رهایی از ان بوده اند.بروخجالت بکش که این عمل زشت وکثیف وحرام را تبلیغ نکنی.
چه زشته یه فردبا خودش ازدواج کنه وبه اون هم افتخارکنه.
بروتوبه کن که اگرمرگت فرابرسه وبدون توبه بمیری جای امیدبه عاقبت به خیری نخواهی داشت.
خداونددرروز قیامت با چنددسته سخن نمی گویدونظررحمت به انان نداره تا خلایق از حسابرسی اونا بگذره بعداونا را به دوزخ می فرستن.
یک دسته افرادی بودندکه خودارضایی می کرده اندوبدون توبه از دنیا رفته اند.
بروبترس ازخدا .

صبا ^_^
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۳۲
گزارش تخلف
من یادمه کلاس چهارم بودم یکی از دوستام یه ساااعت همرو با جزئیات تعریف کرد =))))) منم هی میگفتم نهههه تو داری چرت میگی من باور نمیکنم!گذشت تا کلاس اول راهنمایی که به سبب دوستان خیلی عفیفه! ای که داشتم تشویق شدم برم تو نت سرچ کنم.اینترنتم که میدونین خوراکه واسه اینکارا.مطالبش تمومی ندارن.به شخصه اگه این مسائلو دیرتر میفهمیدم موفق تر بودم الان.یکی از عوامل این اتفاقات دوست ناباب بود(که خداییش تو اون سن آدم دست خودش نیست) و یکیشم اینترنت.آدم توی اون سن حدود ده سالگی چیزی از گناه با دیدن عکس و غیره نمیدونه که! مادر پدرا همینجا تقاضا دارم بچه هاتونو ول نکنین به امون خدا ????

………….
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۳۷
گزارش تخلف
وای وای من چقد بچه پاستوریزه بودم پس. الان 33 سالمه بیست سالم بود خواهر بزرگم عروسی کردنی با مامانم یواشکی حرفهایی میزدن من فقط میدونستم تو خلوت زن و شوهر اتفاقاتی می افته. حالا چیه نمیفهمیدم . سال اخر ارشد بودم .اون موقع 25 سالم بود. رو یکی از کامپیوترهای دانشگاه بچه ها عکس ناجور ذخیره کرده بودن. دیدم حالم انقد بد شد تا دو سه روز هیچی نمیتونستم بخورم.من تا اون موقع سیستم مردونه رو نمیشناختم. یعنی خاک تو سرم.

مریم
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۴۰
گزارش تخلف
من  24 سالمه وقتی حدود4 -5 سالم بود عمه ام تازه عقد کرده بود و از اونجایی که من خیلی بلبل زبون بودم شوهرعمه ام خیلی ازم خوشش میومد و همش به عمه ام میگفت برو مریمو بیار. خلاصه الان تمام کارهایی که اونا اون موقع می کردند رو یادمه .دنبال هم می دویدند و ………البته جلوی من رابطه اصلی نداشتند بعد میگفتند این یه جور بازیه و منم میگفتم اخ جون بازی بازی.خخخخخخخخ

یه شب هم رفته بودم خونه مامان بزرگم خوابیدم زن عموم تو عقد بود و چون عموم مسافرت بود اومد پیش من بخابه بعدشم برداشت بهم گفت میدونی جه طوری مامانا حامله می شن ؟منم گفتم نه ,,بعدش که گفت داشتم شاخ در میاوردم خیلی هضمش برام سخت بود و فرداش سریع رفتم به مامانم گفتم البته مامانم دیگه انکارش نکرد ولی گفت دیگه نمیخاد بری خونه اونا.

الانم همیشه به مامانم میگم چراشماها اینقدر منو ازاد گذاشتید که شب برم خونه فامیلا بخابم.

حالا جالبه خواهر بزرگم سال 89 عقد کردند ولی بعدا خودش اعتراف کرد که از شوهرش فهمیده رابطه و این چیزا کلا اکبند بود.بهش گفتم یعنی این همه سال تو خبر نداشتی تازه تو 19 سالگیت فهمیدی .

 

پسر ریش دار
آدرس نظر
يكشنبه ۱۰ بهمن ۹۵
۲۳:۵۵
گزارش تخلف
من الان 26 سالمه تقریبا اولین اشنایی من با روابط جنسی برمیگرده به دوم راهنمایی یعنی 12 سالم بود تقریبا که اونجا با مرور حرفاهای بچه ها فهمیدم خ.ا چیه که البته اون موقع نمیدونستم اسمش چیه ولی فهمیدن لذت میده. در مورد بوجود اومدن بچه هم تا دوم دبیرستان هیچی نمیدونستم و هنگ بودم. کلا پسر خجالتی بودم و این چیزا رو نمیپرسیدم از دوستام. حتی یادمه اول دبیرستان مثل خنگولا از دبیر دینی یواشکی که کسی نفهمه پرسیدم اقا اجازه بچه چجوری بوجود میاد؟؟!!!!خخخ اونم احتمالا تو دلش گفته این خنگول دبیرستانه هنوز نمیفهمه. ولی بمن گفت بزرگ بشی میفهمی با لبخند منم فهمیدم زیاده روی کردم مثلیکه. دلیل اینکه پرسیدم این بود که یه علامت سوال جلو چشمم بود همش. اوایل فک میکردم دختر و پسر زیر یه سقف برن خودبخود بچه بوجود میاد باز میگفتم اینهمه خواهر برادر چرا بچه بوجود نمیاد؟؟؟ بعد با خودم میگفتم لابد یه کارایی میکنن که بچه بوجود میاد، ولی این فرضیه رو هم رد میکردم میگفتم مگه میشه اماما که معصوم بودن اونا که قطعا از این کارا نمیکردن پس حتما راه دیگه ای هست که بوجود میاد . دیگه خلاصه تو این گیر و دارا بودم که کم کم فهمیدم فیلم اومد وسط و.. ولی چون نرم نرم فهمیدم حس بدی نداشتم

پسر52
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۰:۰۸
گزارش تخلف
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
تقریبا تو ۱۷سالگی   فک کنم کلاس سوم دبیرستان بودم. دوتا از بچه ها گوشی خریده بودند که تو گوشی یکیشون فیلم س*** بود منم دیدم پ فهمیدمتا اون موقع فک میکردم *** **** ** ******
خخخخخخخ
تو پیش دانشگاهی هم فهمیدم بچه از کجای زن بیرون میاد

امیر
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۰:۱۲
گزارش تخلف
شاید باورتون نشه من یشب نصف شب از خواب بیدارشدم دیدم وااای چ خبره:-)))البته الان برام خنده داره اونموقع میخواسم بابامو بکشم فک میکردم داره مامانمو اذیت میکنه حرفاشن میشنیدم الانم تو گوشمه حرفای بابام ک ب مامانم میزد اون شب :-))))))
البته الان دیگه جدا جدا می خوابن :-))
تمام

عذرا
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۰:۱۷
گزارش تخلف
الان 25 سالمه اول ابتدای با دختر خالم که 3 سال ازم بزرگتر بود  فکر میکردیم خدا بچه رو میذاره تو خونه زن و شوهر صب بیدار میشن و میبیننش!!!!!!!!!!!!!!!!!

بعد چن وقت فکر کنم 8 سالم بود پسر همبازیم که ازم بزرگترم بود برام  اسباب بازی و خوراکی میاورد یادمه چندفه منو یهو گرفت و بوسید و بعدش فرار میکرد اون موقع ها فهمیدم که یه حسای هست یبار بهم گفت من بزرگ بشم باهات عروسی میکنم و بعد با هم بچه میسازیم
11 سالم بود که با دختر خالم
فیلم پ…..دیدیم و خیلی تعجب کرده بودیم
دهنمون باز بود و یه ساعت چیزی نمیگفتیم
هردومون میدونستیم چنین کارای هست اما اینکه کسی فیلمشو بگیره و بده بیرون مارو وحشتزده کرده بود
فکر میکردیم همه اینکارو میکنن

دختر داییم برامون گفت که جریان چیه و بیشتر روشنمون کرد
و من اون موقع فهمیدم اسم این  زنان و مردان  چیه
یادمه دوران راهنمای دخترا از وحشتناکترین شب یه زن حرف میزدن و برا همه  شون شب زفاف  مث یه  کابوس بود و با وحشت هرکدوم یه جریانی تعریف میکردن اما من تو دلم میخندیدم و منتظر اون شب بودم

 

 

 

یکی
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۰:۲۴
گزارش تخلف
5یا 6 سالم بود ی جای نمور
تاریک
درد
درد
من اینطوری اشنا شدم
ی نامردی ک همسایمون بود و حدودا 16 یا شایدم 17 ساله بود بهم تجاوز کرد
هیچی نفهمیدم هیچی
فقط از ترسم دویدم سمت خونمون درد داشتم به مادرم گفتم
اینقد کتکتم زدن
اینقدر لهم کردن
کودکیم مرد تو همون سن
هرررررررگززززززززززز اون روزهای تلخ رو فراموش نمیکنم
یادم نمیره چ کردن باهام
نگاههای تحقیر امیز مادرم
فحش هایی ک نثارم کردن
تو ذهنم کردن ی فاحشه بالفطره هستم منزوی شدم کسی باهام بازی نمیکرد
کافی بود ی حرکتی بکنم ک مادرم ناراحت بشه فحش بود ک نثارم می شد همیشه ی جمله رو بهم میگفت و تا عمق وجود منو میسوزوند
« برو فلانی داره صدات میزنه میخاد..بکنه»
ن دکتری ن چیزی..هر زمان مادرم یادش میفتاد میومد منو معاینه کنه ک ببینه باکره ام یا نه و تو این معاینه ها کتک و فحش و ناسزا بود ک نثارم می شد
کودکیم مرد..منزوی گوشه گیر ترسو ..
تو مدرسه درس خون مثبت پرشور تو خونه خشن منزوی گوشه گیر
درس خوندم سر به راه بودم رتبه دار تا بلکه یادشون بره چی به سرم اومده ولی یادشون نرفت همچنان تو سرم زدن و مادرم جمله معروفشو هی تو هر موقعیتی نثارم کرد

بیست سالم بود ک اولین بار متوجه رابطه پدر و مادرم شدم خوابم سبک بود زود بیدار می شدم خدا میدونه زیر پتو چقد گریه کردم چقد ذکر گفتم ک صداشونو نشنوم چندین بار متوجه رابطه شون شدم
الانه از صدای نفس نفس زدن بابام بیزااااااااااااااااااااااارم همش برام تداعی میکنه اون شبها رو .. تومدرسه راجع به شب زفاف و اینا از دخترای ک عروس میشدن شنیده بودم میدونستم ی چیزایی هست ولی خرخون بودم همش سرم تو درس مرس و سرود و تئاتر مدرسه و از این کارا بود زیاد تو فاز این چیزا نبودم ینی ن ک نخام دوس داشتم بدونم ولی میترسیدم از پدرمادرم حس میکردم اگر با دوستام حرف بزنم متوجه میشن

سی سالمه هر زمان یاد کودکیم میفتم پر از بغضم پر از درد
بخشیدم پدر و مادرمو گذاشتم ب پای ندونستن ب پای جهل ب پای فرهنگ منحط
الان محرم اسرار پدر مادرمم دختر فهمیده و همدردشون (اینا رو خودشون میگن)
اما تا دنیا دنیا هست برای کودکی از دست رفته ام از عالم و ادم طلبکارم

 

من اینطوری با مسائل جنسی اشنا شدم

پرتو خورشیدی
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۰:۳۵
گزارش تخلف
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
خب تفاوت آلت تناسلی زن و مردو که از قبل از مدرسه فهمیدمینی قبل از سال80
اما رابطه داشتن رو حدود سال 86 بود که فهمیدم
دوست صمیمیم که از اوایل ابتدایی با هم بودیم و در مورد کنجکاویامون با هم حرف میزدیم یه روز اومد گفت که خالم در مورد شب عروسی برام گفته و گفته شب عروسی باید جلوی شوهرت لخت شی : |
اول فقط اینو میدونستم
تاااااااااا موقعی که شد 14 سالم(سال 88تقریبا) اونجا تازه فهمیدم که چیزی به اسم **** هم هست(سال سوم راهنمایی در مورد تولید مثل تو کتاب علوم داشتیم و بالاخره کنجکاو شدم)
دوباره رفت تاااااا 16سالگی!!!(سال90تقریبا)
من تازه رفتم ببینم بچه دقیقا از کجا میاد: ))
دیگه سال سومم که دوباره فصل تولید مثل و کنجکاوی بیشتر و اطلاعات بیشتر و بعدشم تکمیل اطلاعات و …
ولی در واقع من در سن 18 سالگی همه چیزو فهمیدم ینی بدو ورودم به اینجا!!!
تا قبلش تصویر شفافی از این مسائل نداشتم و تازه وقتی که ازدواجی شدم حس کردم که باید بدونم چه اتفاقاتی قراره بیفته دقیقا
بلـــــه دوستان
از اونجایی که بسیاااار مغرور بودم در هر برحه ای از زمان احساس میکردم من همــــه چیز رو میدونم و نیازی به اطلاعات بیشتر هم ندارم خخخخخ و این غرور نجات دهنده ی بزرگی بود

دختر شهزستانی
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۰:۳۷
گزارش تخلف
من 24 سالمه.  و نمیدونم چطوری فهمیدم خححح اما حدودا 10 سالگی بود که خودارضایی میکردم .

سوگلی
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۰:۳۷
گزارش تخلف
شما ها چقد زبرو زرنگ تسریف داشتید!!
من اول دبیرستان اونم خیلییی دست و پا شکسته..و در نهایت پیش دانشگاهیی کم و بیش
و نهایتا تو اتمام ارشد جواب بعضی سوالموهم تا حدودی گرفتم !

باران
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۰:۳۹
گزارش تخلف
م از 13 سالگی فهمیدم . همکلاسیم یادم داد نامرد . الانم 23 سالمه .
خیلی اون موقع ها بدم اومد از ادما و همه چیز .

دختر آسمونی به سوال کننده
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۰:۴۰
گزارش تخلف
سلام و عرض ادب! خب من فکرمیکنم راهنمایی بودم ک راجبش فهمیدم اونم ازطریق یکی از دوستام ک داشت ب بقیه هم توضیح میداد خخخخ اما قبلش فکرمیکردم مادرا میرن پیش دکتر بهشون ی دارویی تزریق میکنه حامله بشه خخخخخخخ:-) راستش وقتی فهمیدم خیلی چندشم میشدو متنفر بودم! اما بعدها ک گذشت مخصوصا پیش دانشگاهی ب بعد ک من عمیقا مطالعاتم راجب این مسایل اضافه شد خیلی هم علاقه پیداکردم اتفاقا…خودمم خیلی دوس دارم با همسر آیندم تجربش کنم:-) براهمینم سعی کردم تاحد ممکن یاد بگیرمشون هرچیزی ک هست!کلی هم کتاب خوندم راجبش خخخخخ انشاالله ک همسرم لایقش باشه و اونم مث من تا ب حال با هیچکی نبوده باشه:-) مرسی از پست خوبت

حدیت
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۰:۵۰
گزارش تخلف
باور کن من یادش میفتم خندم میگیره من اول راهنمایی ک پریو دت شدم چند ماه بعد اولین بار نشدم منم ک شب روز نداشتم همش منتظر بودم شکمم بزرگ بشه اخه شنیده بودم زنی ک پریود نشه بارداره منم فکر میکردم حاملم ک وقتی خواهر بزرگم گریه هام دید مجبور شدم براش توضیح بدم اونم همه چی برام گفت ☺☺☺

16 تیر 76
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۰:۵۴
گزارش تخلف
تفاوت فیزیکی بدن دختر پسرا رو وقتی کوچیک بودم دیدم مثلا شیش هفت با روابط جنسی از سال دوم راهنمایی اشنا شدم و فهمیدم چیه و اینا

ر
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۱:۰۶
گزارش تخلف
ده یازده سالگی از دختر داییم شنیدم. ولی راستش باور نکردم. دو سه سال بعد بطور اتفاقی فیلمی دیدم….که زیر و رو شدم! حالم به هم خورد. که آدما چطور می تونن همچین کارایی بکنن.فکر می کنم اشتباه از فرهنگ ماست که این چیزا رو یا خیلی مخفی نگه می دارن و یا خیلی بد و کثیف جلوه می دن که بچه ها وقتی می فهمن اینجوری دچار ضربه روحی می شن.

؟
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۱:۰۶
گزارش تخلف
خوب  از بچگی چیز جنسی را حس میکنی

اما رابطه زناشویی با جزئیات از طریق درس جمعیت و تنطیم خانواده در دانشگاه

خخخخخخ بچه ها میگفتن کاندوم من چه میدونستم عین احمق ها سر تکون می دادم مثلا منم حالیمه حتی بعد از دانشگاه هم چیز خاصی حالیم نبود تا از طریق اینترنت مزخرف دیدم عکس رابطه زن و مرد ای کاش ندیده بودم

از مردها چندشم شد بماند فکر میکردم همه فتوشاپه یعنی چه خبر اینقدر بزرگ

برا همین به خواستگارام جواب منفی میدادم

چندشم میشد از رابطه

الان هم زیاد خوشم نمیاد

محبت برام بهتره تا این چیزا

چه می دونم اما به هر حال برای بچه دار شدن باید مزدوج شد

نگارین
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۱:۰۸
گزارش تخلف
خخخخخخ کامنتا باحال بودمن تا اول دوم راهنمایی هیچی نمیدونستم دوم راهنمایی خونه پدربزرگم ماهواره داشتن اونجا چند قسمت فیلمهای فارسی وان دیدیم تازه برا اولین بار متوجه شدم که یه مدل خاصی همو میبوسن بعدشم دختره حامله میشه تا دو سال بعدش فکر میکردم زن و مرد که همو بغل میکنن و میبوسن اون وسطا یه اتفاقهایی میفته که زنه حامله میشه.یه چیزی شبیه گرده افشانی خخخخخ.

بعدش که رفتم اول دبیرستان یادمه یکی از فامیلامون که دختره یه سال ازم کوچکتر بود برام توضیح داد البته فقط درباره بارداری.منم فکر میکردم اگه فقط بخوان باردار بشن رابطه برقرار میکنن.تا مدتها شوک زده بودم از زن و شوهرای دور و برم چندشم میشد درباره پدر مادرمم اصلا به خودم اجازه نمیدادم فکر کنم.تا رفتم پیش دانشگاهی یه چیزایی از دوستام میشنیدم اما پیش دانشگاهی که شدم و سال بعدش ک پشت کنکور تو خونه بودم و دسترسی به اینترنت داشتم اطلاعاتمو تکمیل کردم ????????????

عجب????
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۱:۲۱
گزارش تخلف
من روابط جنسی به این شکل رو اصلا تا  15_16 سالگی نمدونستم وجود داره.فکر میکردم زن و مرد عاشق هم میشن و روابطشون در حد محبتایی معمولی مثل بغل کردن و این چیزاست وبعد از مدتی هم خدا بهشون بچه میده????
بخدا اصلا هیچ تصوری نداشتم فکر میکردم دوتا آدم وقتی ازدواج کنن وکنار هم زندگی کنن در اثر اون صیغه عقدی که بینشون خونده میشه خدا بعد از مدتی بهشون بچه میده????
بعد کمکم یه سری مساعلی تو مدرسه از بچه ها می شنیدم که خب بازم یه تصویر کم و بیش مبهمی بود.
تا اینکه کم کم بزرگ تر شدیم و متاسفانه چیزی ک کم کم بین هم سن و سالامون باب شد تعریف کردن از تجارب روابط جنسیشون بود که البته تو دوران ما این روابط کم نبود.به هر جهت از طریق دوستا و هم سن و سالامون بود این شناخت.هرچند من فکر میکنم بهتر بود کسی در دوران بلوغ این مساعل رو برامون توضیح میداد شاید اون موقع به شکل بهتری باهاش رو به رو میشدیم و به نظرم آموزش و توضیح این مساعل بعد از یه سنی لازمه و فایده آموزش و توضیح این مساعل از ضررش کم تره.چون ببینید آدمیزاد دوست داره از چیزایی که نمیدونه سردربیاره و از اون جایی که کنجکاوی آدمیزاد در باره مساعل حساس تر بیشتره راه های سردر آوردن از این مساعل و آشنایی باهاش تو سن رسیدن ب بلوغ اکثرا راه های پرمخاطره ای هستش.به نظرم واقعا لازم بود توضیحاتی در باره این مساعل داده بشه و کسی پاسخگوی سوالات بچه ها باشه.
من اولین حسی که به این مساعل داشتم احساس چندش و بد اومدن بودن.تو اون سن واقعا برام کار چندش آوری بود و از این که آدم ها بعد از ازدواج باید تن به چنین کارایی بدن واقعا بدم میومد.
البته الان دیگه چنین نگرشی ندارما????

مصی
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۱:۲۸
گزارش تخلف
فک کنم نه سالم بود, یکی از دوستام که یه سال از من کوچیکتر بود همش براش سوال پیش میومد از من سوال میپرسید منم بی خیال عالم میگفتم چه میدونم اخرش یه روز اومد با خوشحالی گفت جواب سوالامو پیدا کردم برای منم تعریف کرد.
اولش که گفت چون از قبل حدسایی رو زده بودم شوکه نشدم اما دلم میخاست برم مامان بابامو کتک بزنم بگم خجالت نمیکشید؟, خخخخخ

از همه بد بخت تر
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۱:۳۵
گزارش تخلف
من یادم نمیاد دقیق از کی بود … ولی میدونستم زنو شوهرا یه کارایی میکنن … راستش دوستام خیلی اطلاعات داشتن در این زمینه ولی من نه مثل اونا به خاطر همین دوست داشتن به منم بگن ولی من اجازه نمیدادم کسی راجع به این مسائل پیشم حرف بزنه … با اینکه راجع به این مسائل تا حدودی اطلاع داشتم و اصلن واسم مهم نبود … تا اینکه یه روز کنجکاو شدم و خاک بر سر ……….. از رو کنجکاوی خود ارضایی کردم و ب.ک.ا.ر.ت.م رو از دست دادم ….

درخت صنوبر
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۲:۱۱
گزارش تخلف
چه جالب شاید من بگم کسی باور نکن ولی خونوادمم میگن همیشه من کلی تعطیل بودتا 19 سالگی همیشه هم خداروشکر میکنم بلایی سرم نیومده
ماجرا اینه پنجم دبستان بودم که فهمیدم پریودی هست برادخترا اونم از دخترخاله همسنم ولی اول راهنمایی دیگه تو مدرسه کامل مربی بهداشت گفت این دختزخالم میگفت دوستش گفته بارداری زن ومرد رو هم میخابن منم اصرارکه الکی ودروغ خدا میفرسته دعا میکنن ازمامانم هم روم نشد بپرسم بهرحال دیگه ازکسی نمیشنیدم یا میشنیدم دست وپاشکسته نمیفهمیدم حتی خاهرم یبار میگه اومدی گفتی بچه ها اینجور جوک گفتن این کلمه معنیش چیه تااین حد داغون بودم
اصن نمیدونستم دخترا بدنشون چجور بارداری و خیلی چیزای دیگه رو بچه های خابگاه زمانی که دانشگاه قبول شدم گفتن  حسی هم که نداشتم دیگه عادی میدونستم ولی همه میگفتن توتاحالا نمیدونستی چی فکرمیکردی وقتی فکرامو میگفتم میمردن ازخنده بهرحال حالا دیگه مطالعه کردم ولی فیلم واین حرفا دوست ندارم ببینم ونخاهم دید

زینب
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۲:۱۶
گزارش تخلف
سلام..نظر سنجی جالبی میشه به نظرم.. من تا دوم راهنمایی تقریبا هیچی نمیدونستم و خب فکر میکردم زن و شوهر دعا میکنن اگه خدا خواست بهشون بچه میده اگه نه هم که هیچ…کلا بیشتر تو جو دوستی و رقابت درسی بودم…یکی از دوستام همچین سر بسته واسم توضیح داد که کلا همون موقع هم بیشتر کنجکاوی نکردم خخخ کلا باورم نمیشد خیلی واقعی باشه…مخصوصا که اصلا نمیتونستم واسه پدر مادر خودم هم در نظر بگیرمش کلا پیگیری نکردم زیاد…
حسم اول یکم ترس بود خخخ شایدم همون  خجالت که میگین نمیدونم چرا.اهان اینکه عجیب هم بود برام
اما بعدش عادی بود…
آهان من 18سالمه دیگه خودتون حساب کنین چند وقت پیشه ????

….
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۲:۱۶
گزارش تخلف
دوم راهنمایی اوایل سال یادمه جلسه اولیا و مربیان  بود مام کلاس نداشتیم با بچه ها دور هم بودیم که چنتا از بچه های شیطون و کنجکاو این مسایل رو پیش کشیدن و اینکه بچه چه جوری به وجود میاد خخخ چقدم گاگول بودیم فک میکردیم این رابطه فقط از راه مقعده یعنی خود من تا اول دبیرستان فک نمیکردم از جلو هست خخخخ

یه دختر
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۲:۱۷
گزارش تخلف
یه چیز جالب بگممن شش یا هفت ساله بودم که با پسر خاله م که همسن من بود می رفتیم یه جای خلوت و به هم دست می زدیم!
ولی وقتی که از موضوع آگاه شدم درست یادم نمیاد شاید دوره راهنمایی بودم
من الان 28 سالمه و مجردم
.  خیلی گرمم ولی ازدواج و این چیزا شده برام رویا

تهمینه
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۲:۳۰
گزارش تخلف
من 22 سالمهاولین بار خیلی سربسته از یکی از دوستای کلاس پنجم ابتدایی شنیدم ولی اصلا متوجه نشدم چی گفتبعد اول راهنمایی یه بار که تو خونه مامان بزرگم پای ماهواره تنها بودم یه کانال اونجوری پیدا کردم خیلی برام عجیب بود همه چیز
اون مدت برادرمم تو سن بلوغ بود و چند بار فیلم دیدم تو وسیله هاش
فیلمای برادرمو که دیدم یواش یواش مسائل ماهواره برام حل شد
من اولش فکر میکردم زن و مردای بدکاره از این کارا میکنن و ازشون تهوع میگرفتم
البته من برادرم الان دیگه سرمون تو درس و دانشگاه، اون کارا خاص بلوغ بود????

pouyan98
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۳:۱۷
گزارش تخلف
من وقتی 5 سالم بود ی چیزایی حس کرده بودم ولی نه تا این حد فک می کردم نهایتش بوسه البته تو مهد ما ی بار 3 تا بچه رو نیمه برهنه تو دستشویی گرفتن یعنی می خوام بگم تو فطرت همه هس!  اینقد ساده بودم دلم به مامان بابام می سوخت می گفتم ما اتاق جدا داریم ولی اونا به خاطر ما اتاقشون مشترکه و حتی رو ی تخت می خوابن بعد که فهمیدم اگه کنار هم بخوابن همو دوس دارن ی بار گفتم نی نی چجوری میاد گفت باید امپول بزنی منم افتادم تو شک که قدیما امپول نبوده بگذریم کلاس چهارم بودم زنگ ورزش یکی بهم بگفت گفتم تو غلط می کنی مادر تو از این کارا می کنه من اینجوری به دنیا نیومدم بچه ها اومدن واسطه شدن گفتن راس می گه ما خودمونم شرمنده ایم که این جوری به دنیا اومدیم بچه ها می گفتن غذاشونم نجسه از این کارا می کنن بعد میان غذا درس می کنن دیگه تا چن روز غذا نمی خوردم رفتارم با خونوادم بد شده بود حالم از زنای حامله بهم می خورد دیگه حتی می ترسیدم دس به دخترا بزنم ی بار تو بازی دختر همسایمونو گرفتم تا فرار نکنه بعد فرداش رفتم خونشون برا بازی گف دل دردم منم ترسیدم گفتم یا خدا حامله شد پدر بچم منم چون دیروز فقط من بغلش کردم هنوز برام ابهام داشت دوستام می گفتن زن شوهرا برا حاملگی کار بد می کنن دوس دختر پسرا حتی اگه همو بوسم بکنن حامله می شن !دیگه به مرور زمان فهمیدیم ی بار اعصابم خرد شد وسط خونه داد زدم من چجوری به دنیا اومدم 3 بار گفتم کلاس اول راهنمایی بودم بابام اومد  بهم توضیح داد حالم بیش تر بهم خورد دیگه کم کم بهم عادی شد.

عرفان
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۳:۲۰
گزارش تخلف
بنده از ۱۰ یا ۱۱ سالگی بطور جدی با این مسئله آشنا شدم و دلیلشم دوستانم بودند پرسش ها و مطالبی رو مطرح میکردند(امان از دوست ناباب که انگاری اکثرا از این طریق با این مسائل آشنا شدند)بیشتر کنجکاو و جالب بود برام تا احساس تنفر!
و باورها و ایده های غلط از روی ناآگاهی هم داشتم که با بالاتر رفتن سن و مطالعه دینی و علمی این مسائل ، باعث شد برطرف بشه

در ضمن عزیزی حالا به شوخی یا مشکلی که از لحاظ روحی ، روانی داشتند مسئله ای رو مطرح کردند که در تضاد با علم و منطق است
اولا کسی که ۱۸ سال خود ارضایی میکنه اونم هر روز و بعضی روز ها ۳!! خب این دیگه هیچی ازش نمی ماند…
مایع منی به غیر از اسپرم دارای مواد پروتئینی ، اسید سیتریک ، آمینو اسید های آزاد ،آنزیم ، پتاسیم ، روی و… است عزیزی که ۱۸ سال خود ارضایی میکنی اونم هر روز بعضی روز ها هم ۳ بار! چیزی ازت مونده؟؟؟!!!????????
در ضمن خود ارضایی فقط نیاز جنسی آدم رو برطرف میکنه ، اونم نه کامل (اگر کامل برطرف میشد دیگه نیازی به هر روز و بعضی روز ها ۳ بار! خ.ا نبود چون برطرف میشد) اما نیاز های دیگه اش اعمم از عاطفی ، لمسی و… هنوز برطرف نشده و این کم کم باعث میشه تا لذتی که اوایل ، با خود ارضایی به شخص دست میداد کم رنگ تر بشه چون هر چی استمناء میکنه اما هنوز تشنه است و این عطش بیشتر و بیشتر میشه چون نیاز های دیگه اش هنوز هم پاسخی بهشون داده نشده پس خ.ا دیگه براش جواب گو نخواهد بود
پس بعد از گذشت ۱۸ سال!! دیگه حالی نمی مونه که بخواد بده!

البته به این دلیل این مشکلات در رابطه ی جنسی با “همسر” رخ نمیده که بعد از رابطه ی جنسی ، شخص تمام نیاز هاش اعمم از جنسی و روحی-روانی و… برطرف میشه تا سه چهار روز دیگه(کمتر یا بیشتر و البته بستگی به سن طرفین هم داره) نیازی نداره
اما شخصی که خودارضایی میکنه بطور کامل آتش درونش فرو کش نمیکنه برای همین رو به تکرار مکرر این عمل میاره که بعضی روز ها ۳بار!!!! هم انجام میده
از لحاظ دینی هم که بماند

امان از بعضی نظرات…

Bano0o
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۵:۲۵
گزارش تخلف
من اولین دوستم میگفت عموش فیلما سوپر نگاه میکنه و کلا همشو برام توضیح داد اونموقعه دوم ابتدایی بودم نفهمیدم
پنجم شدم دیدم پسرخاله ام فیلم سوپر نگاه میکنه بازم نفهمیدم خخخ
فک کنم دوم سوم راهنمایی بودم یکی انداخت تو کتم که ببین این اینطوریه یعنی به زور بم فهموندن وگرنه عمرا من میگرفتم خخ خخ
دیگه اول دبیرستان که رسیدم با جزئیات برام گفتن دوستان

بهمن
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۷:۵۱
گزارش تخلف
بابام که نماز میخواند می گفتم نمازم میخونه با این کاراشخخخخخخ

اسممو نمیگم.
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۸:۱۴
گزارش تخلف
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
از همون بچگی فهمیده بودم که سیستم پسرا فرق داره و چیز عجیبی برام نبود.پنج سالم که بود داداشم بدنیا امد و ختنه کردن یادمه از مامانم میپرسیدم و مامانمم برام توضیح داده بود.و اون موقع ها فکر میکردم چرا خدا پسرا رو ناقص آفریده.خخخ

 

شبا که میخواستم پیش مامانم بخوابم مامانم میگفت زشته پیش ما بخوابی من و بابایی هر چی بیشتر کنار هم بخوابیم بیشتر همو دوست داریم و دعوا نمیکنیم….خخخخخ…خیلی باحال گولم میزدن…..

چند بار هم دیده بودم زن و شوهرا که میخوابن چجوری همو بغل میکنن و خب قاعدتا فهمیده بودم اینجا چیزی هست که من خبر ندارم.

دکتر بازی های توی مهد هم بود ولی من هیچ وقت نمیذاشتم کسی به بدنم دست بزنه یا نگاه کنه ولی از دخی و پسرای دیگه رو دیده بودم

 

کلاس دوم بودم که توی ماهواره عمل خاک برسری رو دیدم و اول فکر کردم مرده دکتره چون پیرهن سفید داشت ولی دیدم شلوار نداره و فهمیده بودم کار بد میکنن…

تا اینکه کلاس چهارم ,زنگ ورزش توی مدرسه زیر درخت نشسته بودیم و دوستم برای هممون تعریف کرد من اون فیلمی که قبلا توی ماهواره دیده بودم و همه بغل خوابیدنای پدر و مادرم برام تداعی شد اماااا ذهنم همش درگیر بود که چجوری!

کلاس اول راهنمایی بودم دوست صمییمیم با پسر همسادشون دوست شد و وقتی اسمسای اونا رو دیدم دنیا روی سرم خراب شد و واسه مامانم همه چیو گفتم و با دوستمم قهر کردم.خخخ کلا خیلی مثبت بودم.ولی بازم برای مدتی حالم بد بود که این چرت پرتا چیه این پسره به دوستم گفته

کلاس سوم راهنمایی بودم یکی از دخترای مدرسمون که اول بود با پسر عمش ***** ***** ****** **** *** و واسه ما تعریف کرد …..اینجا تا مدتها ذهنم مشغول بود و از دنیا بیزار..

کلاس سوم دبیرستان معلم دینی در مورد خ ا توضیح داد و منم نمیدونستم چیه از معلم بلند پرسیدم…خخخخخ..یادمه رنگ معلم پرید…..بچه ها هم خندیدن
و همون سال سوم اطلاعاتم تا حدود زیادی کامل شد .

معلم زیستمون مرد بود فصل یازده که درس میداد منو برد پای تخته گفت چرخه قاعدگی پنج روزه چرخه رو رسم کن …..من گفتم ن بابا هفت روزهههههه….خخخخخ….معلممون خندید منو میگی رنگم از سفید با سرخ تغییر کرد از شدت خجالت و یکی از اخر کلاس گفت چه سرخ شده!….معلممون هم خندید و رفت بیرون ….  .

 

خلاصههه انقدررر ازین مسائل داشتیم که یادم میاد میخندم….اما جالبترینش دوستم بود که مامان باباشو توی این عمل دیده بود ..خخخخخخ…..تصور کن  باباش یه مرد هیکلی سیبیلووو…تازه  باباش سرهنگ بود….خخخخ…مامانشم یه زن ریزه میزه ظریف مریف شکستنی…دوستم میگفت اول فکر کرده باباش افتاده رو مامانشو داره خفش میکنه….خخخخخخخ که دیده نه انگااااار خبراییه .

 

یکی دیگه از دوستام شبای جمعه که مامان باباش صداشون تا اتاق دوستم میومده واسه اذیت کردنشون میرفته پشت در اتاق در میزده و فرار میکرده….از زیر در پاهاش دیده میشده واسه اینکه مامان باباش نفهمن کی داره در میزنه…جورابای داداششو میپوشیده که مامانش اینا فکر کن پسرشون داره در میزنه….خخخخخ……

 

یه خاطره دارم که خدای من….خخخ…پارسال کلاس میرفتم معلمم مرد و مجرد بود .یک روز رفتم در داروخونه تا پد بخرم دیدم یه آقایی جلومه که خیییلی از پشت سر اشناست …کان.دوم خرید..وقتی روشو برگردوند که بره فیشو حساب کنه بیا کاندومشو بگیره….من دیدمش ….همون معلممم بود….خخخخخخ….من سلام علیک کردم و بیچاره به من من افتاده بود و عصبانییی بود…..خخخخخخخ…من فقط سعی میکردم نخندم….که ازدر داروخونه رفت بیرون و بیخیال خرید شد..خخخخخ…و حدود یک ماه کلاسو تعطیل کرد …..خخخ..

 

حدود بیست سالمه   .. .

 

 

 

 

مجید
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۸:۳۶
گزارش تخلف
مادهه شصتیا حموم توخونه معمولانداشتیم…منم تا5سالگی بامادرم میرفتم حموم عمومی…همیشه مسوول حموم به مادرم گیرمیداد منم ازش بدم میومد فکرمیکردم مخالف تمیزیه…متاسفانه بعضی از صحنه ها توذهنم باقی مونده که این خیلی بده….

هانی —
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۸:۴۸
گزارش تخلف
من شیفته و ویران اونایی شدم که تا بیست سالگی و بیشتر آکبند بودن…. :))

من 26 سالمه، کلاس چهارم پنجم که بودم (سال 78-79) بدون دیدن چیز خاصی یا گفتن کسی کنجکاو شده بودم و برام سوال پیش اومده بود که خانوما چطوری بچه دار میشن و اصولا چرا هیچ خانمی قبل ازدواج بچه دار نمیشه؟ جوابایی هم که میگرفتم برام قانع کننده نبود و کماکان کنجکاو بودم. یه دختر عمه 2-3 سال بزرگتر از خودمم داشتم که هر وقت ازش میپرسیدم ریز ریز میخندید و میگفت نمیتونم بهت بگم!! :))

تا اینکه دوم راهنمایی که بودم یه دوست ناباب همه چیزدان !! داشتم که من رو از گمراهی درآورد و تقریبا بهم گفت که زن و شوهر یه کارایی میکنن و منم یه حدسایی زدم که چطوری و اینا…
والا بعدش یادمه یه حسای عجیبی داشتم ولی الان دقیق نمیدونم اسمشون چی بود!! یه جور تعجب همراه با چندش و کنجکاوی و ناراحتی از دوستم و نگاه چپ چپ و ناباورانه به پدر و مادرم. حالا شما خودتون یه اسمی رو این حسا بذارید دیگه…

چند ماه بعدشم مامانم به گفته خودش به توصیه یه مشاور تلویزیونی، داوطلبانه نشست برام سربسته یه چیزایی رو توضیح داد و در شرایطی که من دقیقا نمیدونستم ماجرا چیه تا قرص پیشگیری و کاندوم رو هم معرفی کرد!! نمیدونم چه فکری پیش خودش کرده بود!!

خلاصه اینجوری شد دیگه…

پسر تبریزی
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۸:۴۹
گزارش تخلف
ببخشید الان این سوالات چه کمکی برا ما میکنه سوالات که مردم مشکلشون رو مطرح میکنن آقای نجفی تایید نمیکنه با اون همه انبوهی از سوال اینو تایید میکنه

بهمن خان ضمنا محفوظ به حیا نه ماخوذ به حیا

دختر.
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۹:۱۸
گزارش تخلف
من دوم راهنمایی‌ بودم دوستم گفت یه پرده داریم نباید پاره بشه شوهر باید پارش کنهفکر می‌کردم پشتمه
اونم نمیدونست دقیق
در همین حد….
فک می‌کردم نباید اینو میدونستم و همش با خودم میگفتم بعدا مامانم این چیزارو بخواد بگه و من از قبل بدونم….
حس مد یون بودن ب مامانم داشتم فقط
و دیگه نرفتم دنبالش
خلاصه از مامانم پرسیدم یه بار چطور من به وجود اومدم گفت دعا و نماز خخخخ

کم کم مطلب خوندم و ….
مامانم گفته بود بچه از ناف در میاد
حتی نمیدونستم مجراى ادرار و خروج خون قاعدگی فرق داره
که دوست پ.سرم واسم کامل گفت خخخ~مجازى البته~

ریحان …
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۹:۲۴
گزارش تخلف
سلام.9
دوستم بهم گفت.منم زیر بار نمیرفتم و قبول نمی کردم.ولی مدام به زور برام توضیح میداد.
این دوست نابابم! تو خانواده شون مراقب صحبت کردنشون نبودن و فیلمای ناجور می دیدن.
ولی خب خیلی بده سن فهمیدن این چیزا اینقدر پائین باشه.

سلام
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۹:۲۶
گزارش تخلف
من  از طریق  یکی از دوستام که مامانش حامله شده بود فهمیدم  پنجم دبستان بودمکلی در موردش جلسه میگرفتیم و بقیه دوستام شرح حال میدادن من اون موقع از زن و مرد هایی که میدیدم حالم بهم میخورد با خودش همش میگفتم ینی ایناهم…..
تا اینکه رفتیم اول راهنمایی و توی یه ازمونی با 4 تا از دوستان قبول شدیم بعصی کلاس هارا به بهانه درس خوندن میپیچوندیم و لی ای دل عافل که 10 دقیقه درس میخوندیم و یک ساعت در موردش حرف میزدیم گدشت تا من رو اینترنت لبتاب داییم دیدم نوشته نقاط…………
خلاصه کارم شده بود سرچ تو اینترنت اونم با اینترنت اکسپلورر

sahar
آدرس نظر
دوشنبه ۱۱ بهمن ۹۵
۰۹:۵۴
گزارش تخلف
من کلاس سوم راهنمایی بودم..یکی از بچه های کلاسمون اومد بهمون گفت میدونین رابطه جنسی چیه و اینا..من که نمیدونستم تا اومدم بگم من نمیدونم یهو دیدم همه دارن میگن آره و این حرفا منم دیگه چیزی به روی خودم نیاوردم..بعدش رفتم اول دبیرستان اونجا دوستم تازه یه فیلم سوپر گیر اورده بود بهم نشون داد..منم حالت اسهال

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب