توجه : تمامی مطالب این سایت از طریق ربات جمع آوری شده است. در صورت مشاهده مطالب مغایر قوانین جمهوری اسلامی ایران توسط آیدی موجود در بخش تماس با ما، به ما اطلاع داده تا مطلب حذف شود. به امید ظهور مهدی (ع).

خلاصه کتاب؛ خودت را دوباره اختراع کن اثر جیمز آلتوچر


خلاصه کتاب؛ خودت را دوباره اختراع کن اثر جیمز آلتوچر

کتاب خودت را دوباره اختراع کن در سه جمله

اختراع مجدد هر روز اتفاق می افتد.
اختراع مجدد کلید اطمینان از مثبت بودن نتایج زندگی شما است.
تنها تغییر ثابت است.

پنج ایده بزرگ کتاب خودت را دوباره اختراع کن

1- بزرگترین هنرمندان و بهترین افراد تجاری هر چند سال یک بار خود را از نو اختراع می کنند.

2- شما نیز باید هر پنج سال یک بار با یادگیری مهارت‌های جدید، تمرین تلاش‌های جدید و تلاش برای مشاغل جدید، خود را از نو بسازید.

3- هر روز از خود بپرسید که من امروز به چه کسی کمک کردم؟

4- اگر چیزی در زندگی شما کار نمی کند به این دلیل است که شما عزم کافی را به کار نبرده اید یا به اندازه کافی نترسیده اید یا حاضر نیستید هر کاری که لازم است برای تحقق آن انجام دهید.

5- ما را روی زمین گذاشتند تا تلاش کنیم. هیچ کس به ما نمره نمی دهد.

خلاصه کتاب خود را دوباره اختراع کن

در مورد انتخاب خود: من همیشه می گویم که ابتدا باید از درون نشات بگیرد: سلامت جسمی، عاطفی، روانی و معنوی. روزی 10 ایده بنویسید. در کنار افراد خوب باشید. قدردان باشید و غیره. شما باید هر پنج سال یک بار با یادگیری مهارت‌های جدید، تمرین تلاش‌های جدید و تلاش برای مشاغل جدید، خود را از نو بسازید.

اختراع مجدد عبارت است از:

تعریف آزادی به طرق مختلف. این شامل کاهش توقعات، افزایش منابع درآمد است تا هیچ منبعی شما را کنترل نکند و غیره. بهبود روابط. این شامل داشتن یک مثبت، منفی و مساوی است. پیدا کردن مربیانی که به شما آموزش دهند. دوستانی را پیدا کنید که به شما کمک کنند و شما را به چالش بکشند. عادات. شما میانگین پنج عادتی هستید که انجام می دهید، چیزهایی که می خورید، ایده هایی که دارید، محتوایی که مصرف می کنید و غیره. اختراع مجدد زندگی است. این ندای ماجراجویی است که مدام با ما زمزمه می کند. آیا ما به آن پاسخ می دهیم؟ آیا ما تماس را قبول می کنیم؟

یادگیری هرگز متوقف نمی شود. بسیاری از مردم در 25 سالگی می میرند اما تا 75 سالگی در تابوت قرار نمی گیرند. یادگیری برای آنها زود متوقف شد.

تمام هدف زبان تأثیرگذاری است. ما حیوانات قوی نیستیم. ما ضعیف هستیم. زبان نفوذ ما را نجات داد. برای دمیدن روح در یک ایده صحبت کنید تا مشتاق انتقال احساسات برای تأثیرگذاری باشید. این تنها راه تأثیرگذاری بر خلاقیت منحصر به فرد شماست. شما همیشه می خواهید اطلاعات بیشتری را در یک مذاکره با کمترین تعهد ممکن در کنار خود به دست آورید.

آنچه جیمز آلتوچر نویسنده کتاب از مذاکره کننده سابق اف بی آی کریس ووس در مورد هنر مذاکره بویژه در گروگان گیری آموخت:

شما همیشه می خواهید اطلاعات بیشتری را در یک مذاکره با کمترین تعهد ممکن از طرف خود به دست آورید. سؤالات باز بپرسید که با «چگونه» یا «چی» شروع می شود. بسیاری از آنها را بپرسید. از قبل با سؤالات "چگونه" خود آماده باشید." اول از طرف مقابل بخواهید نه بگوید. برای انجام این کار، از آنها سوالی بپرسید، "آیا می خواهید این پروژه شکست بخورد؟" یا "آیا این وضعیت برای هیچ یک از طرفین درست نمی شود؟" آنها نمی خواهند شکست بخورند، بنابراین نه خواهند گفت. اکنون می توانید شروع به یافتن زمینه های مشترک کنید. می‌توانید با فهرست کردن نکات منفی طرف مقابلتان، با طرف مقابل همدلی کنید. سپس آنها شروع به توافق با شما می کنند. هیچ کس نمی خواهد احساس ناتوانی کند. اگر مذاکره مطابق شما پیش نمی‌رود، می‌توانید به [طرف مقابل] بگویید: به نظر می‌رسد هیچ کاری نمی‌توانید انجام دهید. اگر کسی گفت: "این ماشین 36000 دلار است"، پس با چیزی مانند "گوش دهید، می دانم که رفتن به زیر 36000 دلار بسیار دشوار است.من می دانم که شما در اینجا بهترین کاری را که می توانید انجام می دهید. اما بیشترین چیزی که می‌توانم بپردازم 32157 دلار است." هر چه طرف مقابل می گوید، یک تا سه کلمه آخر را تکرار کنید. این کار را تا حد امکان انجام دهید. از سکوت نترسید. منعکس کن و بعد اعتماد به نفس داشته باش تا سکوت کنی. هدف شما این است که طرف مقابل را تا جایی که ممکن است وادار به صحبت کنید. هرچه اطلاعات بیشتری داشته باشید، بهتر است و احتمال بیشتری وجود دارد که آنها علیه خودشان مذاکره کنند. اگر طرف مقابل ضرب الاجل اضافه کرد، خود را موظف به رعایت آن نکنید. مذاکره به پایان نمی رسد آنها هنوز به شما نیاز دارند.

**********

در پایان روز بپرسید: «امروز به چه کسی کمک کردم؟» به جای تعجب درباره زندگی پس از مرگ. این به شما زندگی بهتری می دهد. هیچ چیز مرگ بهتری به شما نمی دهد. مردم آنچه را که دوست ندارند به خاطر نمی آورند. - مک لثال شما خودتان را هر روز یک بار انتخاب می کنید. شما خودتان را انتخاب می کنید با همه ترس ها و امیدهایتان که با هم ترکیب شده اند و هیچ کس نمی داند قرار است چه اتفاقی بیفتد. با اعتقاد به دیدگاه خود، آنچه اتفاق می افتد ممکن است آن چیزی نباشد که شما انتظار دارید. وقتی خودتان را انتخاب می کنید، هرگز نمی گویید که نمی دانم چه اتفاقی می افتاد. وین دایر می‌گوید که اگر چیزی در زندگی‌اش کار نمی‌کند، همیشه به خودش می‌گوید: «این باید به این دلیل باشد که از اراده کافی استفاده نکرده‌ام یا به اندازه کافی نترس نبوده‌ام یا حاضر به انجام هر کاری نبوده‌ام. بهبود (یا عدم بهبود) 1٪ در روز حتی قابل توجه نیست. به همین دلیل است که گفتن آن برای مردم بسیار آسان است. هیچ اتفاقی نمی‌افتد، و به طور ناخواسته 1% در روز به قیمت جان آنها تمام می‌شود. روی بهبود 1 درصدی تمرکز کنید و همه چیز تغییر می کند. وین دایر از خود پرسید: "تفاوت بین خوب و خدا چیست؟" پاسخ "O" است. نه فقط "اوه" بلکه "صفر". بنابراین هر چیزی که به شما احساس خوبی می دهد، هر چیزی که به شما انرژی می دهد و شما را روشن می کند، آن خداست. او به شما می گوید که این همان کاری است که شما باید انجام دهید تمام روز به دنبال موقعیت هایی هستم که بتوانم یک زندگی را نجات دهم. و من این کار را انجام می دهم. هر روز حداقل یک زندگی را نجات می دهم. امروز می توانید یک زندگی را نجات دهید. بدون انجام این کار اجازه ندهید خورشید غروب کند. صداقت، فروتنی و انجام تمام تلاشتان مهم ترین ملاحظات هنگام ارزیابی اینکه آیا برای کسی کار کنید یا خیر هستند. هر تلاشی که انجام می‌دهم، همیشه دو سوال می‌پرسم: طرح B چیست؟ و نقشه شیطانی من چیست؟ من سعی می‌کنم به عنوان یک تمرین، حداقل یک کار را در روز بفهمم که خارج از منطقه راحتی من است. هیچ وقت برای انجام کاری که دوست داری دیر نیست. چیزی که دوست داری همیشه در ساحل است و منتظر رسیدن توست و با آغوش باز منتظر است. نظریه جیمز در مورد مشاغل این است که یک تا سه سال طول می کشد تا مطالعه مورد نیاز انجام شود. حدود دو سال قبل از اینکه در شغل جدید درآمد کسب کنید. سه تا چهار سال قبل از اینکه از آن امرار معاش کنید و پنج تا شش سال قبل از توفیق نهایی آن. اما نیاز به پشتکار هر روز دارد. سرگئی برین با هر کارمند احتمالی گوگل مصاحبه می کرد. او بعداً توضیح داد که در عرض چند ثانیه می‌دانست که آیا فردی را استخدام می‌کند یا خیر و سپس بقیه جلسه را صرف یادگیری حداقل یک چیز جدید از مصاحبه‌شونده می‌کند تا جلسه اتلاف وقت کامل نباشد. اهمیت زیاد برای خلقت، جوهر انتخاب خود است به جای اینکه اجازه دهید دیگران این کار را برای شما انجام دهند." وقتی مردم ارزش زندگی خود را با یک فعالیت مرتبط می دانند، کشنده است. همیشه باید به خودم بگویم جشن هایم را متنوع کنم، کوچک را جشن بگیرید. همیشه بزرگ نیست. ما را برای امتحان اینجا گذاشتند. هیچ کس به ما نمره نمی دهد. "اگر من زندگی ام را صرف این 1٪ بهبود هر روز بکنم، ممکن است هرگز در هیچ کاری بهترین در جهان نباشم. اما می دانم که در همه چیز بهترین خواهم بود. هر روز از خواب بیدار می شوم و از پنجره به بیرون نگاه می کنم و به هر چیزی که بیرون از خودم است می گویم: امروز به من کمک کن یک زندگی را نجات دهم. این را هر روز صبح در مورد دوستان، عاشقان، کارمندانتان بپرسید: چگونه می توانم با منابع ساده ای که دارم، کمی بیشتر به آنها کمک کنم؟ همیشه به دنبال فرصت های جدید برای بهبود تدریجی باشید. در شطرنج ضرب المثلی وجود دارد که می گوید: «فقط بازیکنان خوب خوش شانس هستند. روز به اندازه کافی خوب شما چگونه به نظر می رسد؟ چه چیزی شما را از آن دور می کند؟ هر زمان که شرکت‌ها را مدیریت کرده‌ام و فرصت کوچکی برای رهبری داشته‌ام، موفقیت خود را تنها بر اساس یک چیز ارزیابی کرده‌ام: آیا کارمند شب‌ها به خانه می‌رود و با والدین خود تماس می‌گیرد، می‌گوید: حدس بزنید چه کار کردم. امروز؟! هرگز اجازه ندهید کار عملی در مسیر ممکن قرار گیرد. "اگر هر روز بپرسید، امروز چگونه به مردم کمک کردم؟ در این صورت کسب و پول بیشتری نسبت به آنچه تصور می کردید خواهید داشت. فرار از برچسب‌ها و عناوین و امیدهایی که دیگران برای ما دارند یکی از اولین قدم‌ها در انتخاب خودمان برای موفقیتی است که قرار است به دست آوریم. وقتی سر دوراهی هستی و دلت یک راه را دوست دارد و راه دیگر را دوست ندارد، فراموش کن که کدام راه پول و کار دارد و راهی را که دوست داری برو. برای سنجش خود، رقابت با خود، برای رسیدن به فراتر از آخرین فلات خود باید مدام معیارهای جدیدی به دست آورید. آموختن اینکه با کمتر خوشبختی پیدا کنید، ثروت واقعی است. همه ما رنج می بریم. اما همه ما باید این رنج را به هنر و انرژی تبدیل کنیم که ما را به سمت تغییر سوق می دهد. زمانی که بقیه کوه یخی را که فقط در بالای آن نشسته اید کاوش کنید، همیشه بهتر خواهد بود. موفقیت به معنای پول نیست اگر باعث بدبختی شود. در مورد تئوری تمرین عمدی اریکسون: «حدود 10000 ساعت نیست. این حدود 10000 ساعت است که شما با قصد تمرین می کنید.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب