چرا بن سلمان رقابت را به شراکت با آمریکا ترجیح داد؟



چرا بن سلمان رقابت را به شراکت با آمریکا ترجیح داد؟

واضح است که عربستان و ایالات متحده خود را برای دو اقتصاد متفاوت جهانی آماده میکنند. هر دو ممکن است به زودی متوجه شوند که در بازار نفت و مدلهای توسعه اقتصادی بیشتر رقیب هستند تا شریک.

ابوالفضل خدائی: در پی افزایش تنش‌های نفتی ریاض و واشنگتن بعد از تصمیم عربستان برای کاهش تولید سوالاتی درباره آینده روابط دو طرف مطرح می شود. آمریکایی‌ها عربستان را متهم به جانبداری از روسیه در جریان بحران اوکراین و ضربه زدن به اقتصاد جهانی کردند که این مسئله موجب شد وزارت خارجه عربستان با صدور بیانیه‌ای رسمی به اتهامات آمریکایی‌ها پاسخ دهد.

از طرفی ریاض نیز این اختلافات را مقطعی و گذارا ارزیابی می کند. با این حال پرسش های مهمی در خصوص روابط آمریکا و عربستان باقی مانده که به نوعی به تغییر نگاه دو کشور نسبت به هم به عنوان دو متحد نزدیک مربوط می شود.

کارن ای یانگ پژوهشگر ارشد مرکز جهانی سیاست انرژی در دانشگاه کلمبیا طی مقاله ای در مجله فارن افرز نوشت که رفتار عربستان در کاهش تولید دو میلیون بشکه نفت کاخ سفید را متحیر ساخت و بر همین اساس واکنش سیاستگذاران و تحلیلگران آمریکایی به این تصمیم عربستان سعودی، انتقاد توأمان از ریاض به دلیل استقلال غافلگیرکننده و از بایدن به دلیل تلاش نابخردانه برای رسیدن به توافق بود.

وی می افزاید: برخی تحلیلگران معتقد هستند که مقصر اقدام ریاض بایدن است چرا که تصمیم عربستان در واقع محصول قابل پیشبینی غرور دولت آمریکا برای ارجحیت بخشیدن به منافع ایالات متحده نسبت به عربستان است. به همین دلیل است که اتفاقات اخیر اینگونه تعبیر می شود که عربستان سعودی، تحت رهبری محمد بن سلمان، در حال آماده شدن برای یک اقتصاد سیاسی جهانی است که به طور قابل توجهی با آنچه دولت بایدن تصور می کند متفاوت است.

در آن سو سند امنیت ملی و تازه منتشر شده ایالات متحده را داریم که کاخ سفید بر چگونگی برنده شدن در رقابت مدیریت شده با چین تمرکز کرده و اولویت تقسیم مشارکت های اقتصادی و سیاسی به دو مسیر را مشخص کرده است: یکی با دموکراسی ها و دیگری با کشورهای غیر دموکراتیک که از طریق چارچوبی از نهادهای بین المللی انجام می شود. با توجه به کمبود اشتیاق در ایالات متحده برای چارچوب های بین المللی، عضویت در مسیر دوم احتمالاً به کاهش جایگاه کشورهای مستبد مانند عربستان سعودی منجر خواهد شد.

کارن ای یانگ معتقد است: اگرچه دموکراتها و جمهوری خواهان حمایت کمتری از مشارکت دوجانبه ایالات متحده و عربستان سعودی داشته اند، اما سیاست خارجی آمریکا دلیل اصلی شکست روابط ریاض و واشنگتن نیست، بلکه این شکست به دلیل تغییر در سیاست داخلی و خارجی عربستان سعودی است.

محمد بن سلمان کشور خود را به عنوان یک بازیکن درجه دوم در یک سیستم بین المللی دوشاخه شبیه به آنچه در دوران جنگ سرد وجود داشت تصور نمی کند. او نظم ژئوپلیتیکی در حال ظهور را شکل پذیر و متشکل از مجموعه ای از قطعات به هم پیوسته می بیند و معتقد است که ریاض این حق را دارد که با مجموعهای از شرکای در حال تغییر برای حرکت بازارها و شکل دهی به نتایج سیاسی کار کند. این چشم انداز مشابه جنبش غیرمتعهد در دهه ۱۹۷۰ است، با این تفاوت که ویژگی وحدت بخش، فرصت طلبی ناسیونالیستی است تا بیداری پسااستعماری.

این پژوهشگر در ادامه نوشت: جهان در حال ورود به دوره ناامنی انرژی است و هیدروکربن ها حداقل تا ۲۰ سال آآینده همواره مورد تقاضا خواهند بود؛ وضعیتی که می تواند قدرت بیشتری به عربستان سعودی بدهد. نظام بین الملل سیالتر میشود و در این وضعیت اقتصادهای نوظهور به طورکلی، و عربستان سعودی به طور خاص، می توانند نقش اساسی تری در امور جهانی داشته باشند. به باور ریاض آینده متعلق به بازارهای نوظهور است.

از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۱ این اقتصادها ۶۷ درصد از رشد تولید ناخالص داخلی جهانی را به خود اختصاص دادند و امروز ۴۹درصد از کل تولید ناخالص داخلی جهانی را تشکیل میدهند.

پیش بینی میشود طی چهار سال آینده، اقتصادهای نوظهور به طور متوسط سالانه ۳.۹ درصد رشد کنند - سریعتر از کشورهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی - و سهم فزایندهای از حجم تجارت جهانی را تشکیل دهند. البته واشنگتن صبر کمی برای محاسبات تجاری ریاض دارد. این کشور کاهش نفت دولت عربستان را یک سیلی بر صورت خود و رد مشارکت آمریکا و عربستان می داند اما چنین امری در جهان بینی بن سلمان تعیین کننده نیست.

از زمان آغاز تهاجم روسیه، کشورهای اروپایی، قراردادهای همکاری طولانی مدت در حوزه های گاز طبیعی مایع، هیدروژن و انرژی را با ریاض و سایر دولتهای کشورهای خلیج فارس امضا کرده اند. نکته بسیار مهم آن است که دولتهای اروپایی نیز با صادرات سلاحهای جدید به سعودی ها موافقت کرده اند. حتی آلمان که در سال ۲۰۱۸ فروش تسلیحات به عربستان سعودی را ممنوع کرده بود، آغوش خود را به روی آن گشوده و تجهیزات دفاعی به آن می فروشد.

کارن ای یانگ اضافه کرد: تصمیمات نفتی عربستان سعودی تنها متأثر از امور بین الملل نیست. بن سلمان دوست دارد اهدافی را تعیین کند و سپس از آنها فراتر رود، از جمله زمانی که صحبت از تصمیمات اوپک پلاس می شود. دولت او اعلام کرده بود که تولید در محدوده یک میلیون تا ۱.۵ میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت.

به نظر می رسید این هدف برای نشان دادن قدرت محمد بن سلمان طراحی شده است: تصویری برای مردم عربستان که علیرغم فشارهای خارجی برای بالا نگهداشتن تولید، او می تواند تولید را حتی به سطوحی کمتر از آنچه انتظار میرفت کاهش دهد.

در پایان این مقاله آمده است: واضح است که عربستان و ایالات متحده خود را برای دو اقتصاد متفاوت جهانی آماده میکنند. یکطرف نقش قدرتمندتری در سیاست بین الملل و تجارت برای بازارهای نوظهور تصور میکند و طرف دیگر می بیند که دولتها به سمت درون حرکت میکنند و بر استقلال انرژی داخلی خود تمرکز میکنند.

نفت همچنان بخشی از سیاست خارجی هر دو کشور خواهد بود. اما مطمئناً آنها در مسیرهای مختلفی حرکت می کنند. ریاض و واشنگتن ممکن است به زودی متوجه شوند که در بازار نفت و مدلهای توسعه اقتصادی بیشتر رقیب هستند تا شریک.

نظر خود را بنویسید

آخرین مطالب